- مگر او همان حصارى ( 1 ) نيست كه ميان منافق و مؤمن حجاب شود ، و دروازهء دارد كه نالايقان را با گرز آتشين برانند ؟
- همان دروازه كه داخل آن رحمت الهى است و بيرونش شكنجهء رسوا ؟
- نابخردانه ، راه رشد و صلاح را پس از پيامبرشان ترك گفتند و در گمراهى سر خورده تباه شدند -
- آنكه از افتخارات آزادگى دم زند ، كجا تواند با او برابر شود كه در كودكى بر جهانيان سرور گشت .
- به خدا سوگند ! وصى پيامبر ، در اثر خوارى از پاى ننشست ، آنها خوارتر از اين بودند .
- بلكه مىخواست حجت الهى بر آنان تمام و در دنيا و آخرت رسواى همگان باشند .
- روز غدير ، با او راه خيانت گرفتند و بيعت او را ضايع گذاشتند .
- اى فرمانده بهشت و دوزخ ! به عشقت سوگند ، سوگندى راست كه از دل مؤمن پاك خيزد .
- توئى « صراط مستقيم » بر گذرگاه دوزخ ، اى على ما را در پناه خود گير !
- برستاخيز ، جام آب حيات ، خنك و گوارا در دست تو است ، دوست را سيراب و دشمن را محروم سازى .
- كليد دوزخ و بهشت در دست تو است ، اين يك در آتش سوزان و آن يك را در بوستان جاى دهى .
- من عشق تو را در دل كاشتم ، هر كسى آن درود عاقبت كار كه كشت .
11
باز هم غديريه در ستايش امير المؤمنين :
هامش
( 1 ) فضرب بينهم بسور له باب باطنه فيه الرحمة و ظاهره من قبله العذاب ( مترجم ) .