- خدا را ، چه كاميابى عظيمى نصيبت گشت ، هر كه سوى نجف آيد حاجاتش رواست .
- پرتو انوارش بر جان دلت بتابد و فروغ ولايتش دميدن گيرد .
جدث به نور الهدى مستودع
فى ضمنه العلم البطين الا نزع
- مزارى كه مشعل فروزان هدايتش در بر است ، و پرچم علم و طهارتش بر در .
- مزارى كه نسيم خوشبويش دليل زائران است و نور تابانش راهبر آنان .
- مزارى كه عرصهء آن بوستان دلاويز مؤمنين است و دلهايشان مشتاق آن سامان .
- مزارى كه در آن رضوان و آمرزش جاى گرفته و هم ايمان و فضيلتى كه انتظار توان برد .
- مزارى كه فرشتگان عالم بالا به طواف آن احرام بندند و مناسك زيارت در آن جمع يابند .
- برخى با خضوع ، در برابر فضل آن مقام بپاخاسته و برخى در سجود و ركوع .
- به آرامگاهش كه فرا رسيدى خاك آن در ببوس ، با قلب خاشع و اشك ريزان .
- بگو : درود بر تو اى سالار آزادگان كه كردارم بر او نمايان و سخنم را شنواست .
- شرفياب گشتم تا ديدارت كنم ، سلام گويم و شرط ولايت بجاى آرم ، اى صاحب اقتدار .
- باشد كه روز رستاخيز شفيعم باشى ، هواى توام در دل بود كه سويت شتابان گشتم و اين عشق تو است كه شفيع درگاهت ساختهام .
- شگفتا از اين كوران كه نور ولايتت نبينند ، با آنكه چون خور درخشان و تابان است .
- گويا ، آنچه را مهيمن عزيز در قرآن فرا خوانده ، نشنيدهاند و درنيافتهاند .
- نه اين است كه پيروى راهنماى هدايت شايسته تر است ، همانكه نجات - بخش است ؟