- على در بارگاه خداوندگارش گرانقدر و والاست ، گرچه ملامت سرگشتگان فراوان است .
- على دستاويز محكم الهى است ، هر كس بدان چنگ يازد ، از گسستن باك ندارد .
- چه شبهاى تار ، سرگرم راز و نياز ، و چه روزهاى گرم سوزان روزه دار ؟
- در چه گردابهاى مرگ خيزى كه فرو رفت و چه اركان دينى كه بر افراخت ؟
- از اين رو پيامبرش از جهانيان ببرادرى بر كشيد ، وه چه بهرهء شايان و چه رستگارى ؟
- و روز غدير ، بر همگانش مير و سالار نمود ، و از آن پيش امامى بود مقتداى انام .
هو المختلى فى بدر ارؤس صيدها
كما تختلى شهب البزاة حمامها
- در پيكار « بدر » سرهاى دليران را كند ، چونانكه شاهين تيز چنگال سر از تن جوجگان .
- صاحب افتخار « روز خيبر » و آن پرچمى كه مرد سياه چرده با رسوائى شكست بازآورد .
- فرمود : فردايش به مردى سپارم كه لبيك گويان حق و حرمت آن نگهدارد .
- فرمود : پرچم مرا برگير ، و مردانه راه خيبر پيش گير ، تا پرچم من در دست تو است ، بيم هزيمتش نيست .
- امير المؤمنين دامن مردى به كمر زد و با پرچم رسول رهسپر گشت ، نصرت الهى پيشاپيش آن .
- در دژ را بركند و كنارى فكند ، و دشمنان را شربت مرگ چشانيد .
- مرحب خيبرى كه قهرمان دليران بود . به خون كشيد ، و دماغ يهوديان را به خاك ماليد .
- از او پرس كه در « سلع » ( 1 ) چه كرد و چه دمارى از روزگار « عمرو » برآورد آنگاه
هامش
( 1 ) كوهى است در كنار مدينه ، كه خندق به آن منتهى مىشد ، و عمرو از آنجا به داخل صفوف مسلمانان تاخت .