تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
- على در بارگاه خداوندگارش گرانقدر و والاست ، گرچه ملامت سرگشتگان فراوان است . - على دستاويز محكم الهى است ، هر كس بدان چنگ يازد ، از گسستن باك ندارد . - چه شبهاى تار ، سرگرم راز و نياز ، و چه روزهاى گرم سوزان روزه دار ؟ - در چه گردابهاى مرگ خيزى كه فرو رفت و چه اركان دينى كه بر افراخت ؟ - از اين رو پيامبرش از جهانيان ببرادرى بر كشيد ، وه چه بهرهء شايان و چه رستگارى ؟ - و روز غدير ، بر همگانش مير و سالار نمود ، و از آن پيش امامى بود مقتداى انام .
هو المختلى فى بدر ارؤس صيدها كما تختلى شهب البزاة حمامها
- در پيكار « بدر » سرهاى دليران را كند ، چونانكه شاهين تيز چنگال سر از تن جوجگان . - صاحب افتخار « روز خيبر » و آن پرچمى كه مرد سياه چرده با رسوائى شكست بازآورد . - فرمود : فردايش به مردى سپارم كه لبيك گويان حق و حرمت آن نگهدارد . - فرمود : پرچم مرا برگير ، و مردانه راه خيبر پيش گير ، تا پرچم من در دست تو است ، بيم هزيمتش نيست . - امير المؤمنين دامن مردى به كمر زد و با پرچم رسول رهسپر گشت ، نصرت الهى پيشاپيش آن . - در دژ را بركند و كنارى فكند ، و دشمنان را شربت مرگ چشانيد . - مرحب خيبرى كه قهرمان دليران بود . به خون كشيد ، و دماغ يهوديان را به خاك ماليد . - از او پرس كه در « سلع » ( 1 ) چه كرد و چه دمارى از روزگار « عمرو » برآورد آنگاه
هامش
( 1 ) كوهى است در كنار مدينه ، كه خندق به آن منتهى مىشد ، و عمرو از آنجا به داخل صفوف مسلمانان تاخت .