تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
- هجوم آوردند براى بيعتى كه اكمال دين و اتمام نعمت الهى در آن بود . 8 قصيدهء ديگرى هم در ياد روز غدير ، سروده ، از آن جمله : - خواستى نصوص امامت را ابطال و اجماع صحابه را تأييد كنى . - آيا براستى سخن رسول نشنيدى كه روز غدير ، به چه آئين طنين افكند ؟ - هلا ! اين سالار شماست ، طاعتش بجان بپذيريد . واى بر نافرمان ! - به دو گفت : توئى برادر من ، چونانكه هارون برادر موسى بود ، و او خرم گشت . - به دو گفت : توئى دروازهء شهر دانشم ، هر كه خواهد بهره ياب گردد . - و شما را گفت : على بهترين داور شماست ، و شما بدادگرى هر كس گردن نهاديد . - هنگام تبليغ سورهء براءت ، خدا پيشواى امت را معرفى كرد . فريبت ندهند . - در قرآنش ، جان رسول ناميده روز مباهله ، وه چه با خشوع آمد . - آن روز كه ميان ياران ، برادرى استوار نمود ، او را به برادرى خود سرافراز فرمود . - آن روز كه مرغ بريان به انتظار بماند و پيامبر حق ، خدا را با زارى بخواند : - پروردگارا ! برانگيز آنكه به درگاهت محبوبتر است تا در كنارم بر اين سفره نشيند . - نيايش پيامبر به پايان نرسيد كه على آمد و باز گرديد . - سه نوبت ، و آخر بار ، در را بكوفت و از جاى بركند .
فقال النبى له ادخل فقد اطلت احتباسك يا ذا الصلع
- پيامبرش فرمود : در آى ! كه دير آمدى اى اصلع . - گفت : اينك سومين نوبت است كه آمدم و خادمت عذر آورد . - با خشم به خادم نگريست : از چه برادرم را باز گرداندى ؟ - بكيفر اين كردار ، پيشى فاحشى بر صورت او نمودار گشت در ميان ابرو .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 241 | جمعي از مترجمين / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / محمد باقر بهبودى