- هجوم آوردند براى بيعتى كه اكمال دين و اتمام نعمت الهى در آن بود .
8
قصيدهء ديگرى هم در ياد روز غدير ، سروده ، از آن جمله :
- خواستى نصوص امامت را ابطال و اجماع صحابه را تأييد كنى .
- آيا براستى سخن رسول نشنيدى كه روز غدير ، به چه آئين طنين افكند ؟
- هلا ! اين سالار شماست ، طاعتش بجان بپذيريد . واى بر نافرمان !
- به دو گفت : توئى برادر من ، چونانكه هارون برادر موسى بود ، و او خرم گشت .
- به دو گفت : توئى دروازهء شهر دانشم ، هر كه خواهد بهره ياب گردد .
- و شما را گفت : على بهترين داور شماست ، و شما بدادگرى هر كس گردن نهاديد .
- هنگام تبليغ سورهء براءت ، خدا پيشواى امت را معرفى كرد . فريبت ندهند .
- در قرآنش ، جان رسول ناميده روز مباهله ، وه چه با خشوع آمد .
- آن روز كه ميان ياران ، برادرى استوار نمود ، او را به برادرى خود سرافراز فرمود .
- آن روز كه مرغ بريان به انتظار بماند و پيامبر حق ، خدا را با زارى بخواند :
- پروردگارا ! برانگيز آنكه به درگاهت محبوبتر است تا در كنارم بر اين سفره نشيند .
- نيايش پيامبر به پايان نرسيد كه على آمد و باز گرديد .
- سه نوبت ، و آخر بار ، در را بكوفت و از جاى بركند .
فقال النبى له ادخل فقد
اطلت احتباسك يا ذا الصلع
- پيامبرش فرمود : در آى ! كه دير آمدى اى اصلع .
- گفت : اينك سومين نوبت است كه آمدم و خادمت عذر آورد .
- با خشم به خادم نگريست : از چه برادرم را باز گرداندى ؟
- بكيفر اين كردار ، پيشى فاحشى بر صورت او نمودار گشت در ميان ابرو .