اقتضاء دارد كه شاعر ما ابو رقعمق نيز در تشيع همانند ابن الحجاج و يا نزديك به دو باشد ، علاوه بر اينكه صاحب « نسمة السحر فيمن تشيع و شعر » او را در شمار شيعيان شعر پيشه ياد كرده و فصلى مشبع و طولانى در شرح حال او آورده است .
البته ابو رقعمق با ابن الحجاج ، در شيوه شعر سرائى بر يك روش ميرفته يعنى هميشه جد را با شوخى و هزل درآميخته و خلبازى و لودگى بر اشعارش غلبه داشته و جدا بعيد نيست كه ثعالبى همين نكته را منظور نظر داشته .
بارى . از سرودههاى او ، قصيده اى است در ثناى يكى از ممدوحين خود از سادات علوى ( 1 ) ، و از جمله :
- و شگفت است ! با اينكه « حسين » دستى دارد به جود و بخشش گشاده و ريزان .
- نوشابهام در خدمت او ناگوار است و بهارم خشك و بىباران .
- بارگاهى دارد كه بدان پناه برند و ساحتى سبزه و آبادان .
- هر گاه ابر آسمان از بارش دريغ كند ، بارانى است پر فائده و شايگان .
- و پناه ما در حوادث زمانه « رسى » است و در روز سختىام به ساحت او گريزان .
- سرورى كه سر رفعت به آسمان سوده ، گواه عزت و شرفش نجابت پدران .
- بارگاه شرفش در آسمانها باشد فوق كهكشان .
- از شرافت همينش بس كه از نسل مصطفى است و زادهء على شاه مردان .
- مرتبه اى كه در عزت سر به فلك كشيده ما فوق رتبت دگران .
- افتخارى كه هيچكس منكر نيست از عجمان و تازيان .
- اين شمائيد كه در شأنشان نازل شده اخبار آسمان .
- هر آن منقبتى كه در جهانيان يافت شود ، انتسابش بشما خاندان .
- در ميدان نبرد ، با زور بازوى شما جلوه فروشد ، شمشير بران .
هامش
( 1 ) نقيب سادات در مصر ، ابو اسماعيل : ابراهيم بن احمد بن محمد بن ابراهيم بن اسماعيل بن ترجمان الدين ابو محمد قاسم بن ابراهيم بن اسماعيل بن ابراهيم بن حسن مثنى ، منسوب به رس ، در گذشتهء سال 365 هجرى . رك : تاج العروس ج 4 ص 161 .