يكى از صلحاى صحابه را براى اين مقام ، انتخاب نكرد و چرا مقدم بر همه صحابه ، فرزند پيامبر خدا ( ص ) امام طاهرى را كه هيچ كس به پايهء رأى صائب و علم و تقوا و شرافتش نمىرسيد انتخاب نكرد .
چگونه خضرى اظهار نظر مىكند كه اين انتخاب خيلى خوب و نيكو و در خور مصلحت امت بود ، و نمىگويد اين انتخاب ظلم و جنايت بر امت و اسلام و رسولش ، و كتاب و سنتش بود ؟ و حال آنكه رسول خدا ( ص ) از سالها قبل امت را هشيار داده گفته بود : اول كسى كه سنت مرا تحريف مىكند مردى از بنى اميه است ( 1 ) و گفتار ديگرش : اين دين پيوسته متعادل و در حد خود محفوظ خواهد ماند تا وقتى كه مردى از بنى اميه بنام يزيد در آن رخنه كند . ( 2 )
م - و ابن ابى شيبه و ابو يعلى حكايت كردهاند كه : يزيد وقتى پدرش در شام حكمرانى مىكرد ، در جنگ مسلمانان شركت كرد . كنيزى نصيب مردى شد و يزيد او را از آن مرد گرفت و مرد به ابى ذر متوسل شد . ابوذر با او نزد يزيد آمد و سه بار او را امر به رد كنيز كرد و او بهانه مىآورد ، سرانجام ابوذر گفت : به خدا سوگند ! اگر تو چنين مىكنى همانا من از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه مىفرمود :
اول كسى كه سنت مرا تغيير دهد ، مردى از بنى اميه است . اين بگفت و روى از او بگردانيد . يزيد او را تعقيب كرده گفت : ترا به خدا سوگند آيا منم آنكس كه گفتى ؟
ابوذر پاسخ داد نمىدانم ، و يزيد كنيز را پس داد .
ابن حجر در « تطهير الجنان » حاشيهء صواعق / 145 گويد : اين حديث با روايتى كه در آن تصريح به يزيد شده و قبلا بدان اشاره شد ، منافاتى ندارد ، زيرا از دو حال خالى نيست : يا كلام ابى ذر « نمىدانم » را حمل بر حقيقت كنيم مقصود اين باشد كه در علم او چنين ابهامى وجود دارد و اين ابهام در روايت
هامش
( 1 ) الخصائص الكبرى 2 / 139 ، تطهير الجنان در حاشيهء صواعق / 145 .
( 2 ) الخصائص الكبرى 2 / 139 ، تطهير الجنان در حاشيهء الصواعق ص 145 او گويد : « سند رجالش ، رجال صحيح است جز اينكه برخى از آن قطع شده است . »