تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
در تدبير امور مردم ، هشيار و در تهذيب و تربيت نفوس بصير بوده ، و خود از آن رو كه پيشواى مردم است از كليهء رذائل اخلاقى پاكيزه باشد ، و هيچ گاه دعوت خود را به اعمال زشت خويش نقض نكند ، و بسيارى از صفات ديگر كه آراستن بدان صفات ، براى كسى كه بار سنگين خلافت مسلمين را بر عهده مىگيرد ، ضرورى است ، ولى خضرى وقتى قلم به دست گرفته ، كه از همهء اين مطالب بىخبر است ، او در حالى دست به نوشتن اين سخنان ياوه زده كه حامل روحى پست و باركش جانى فرومايه بوده كه در زير نائرهء دشمنى و عداوت بيك زندگى مختصر و خوشى و آسايش خيالى قناعت كرده است ، در وقتى كه بىارادگى و محافظه كارى در زير سايهء بردگى ، خوشى موهوم را در نظرش جلوه داده است . نه يك روح بلندى دارد كه بتواند از زندگى ننگين فرار كند ، و نه يك عقل سليمى كه جاى فرومايگى را به او بشناساند ، و نه به تعاليم اسلامى آشنائى كاملى دارد ، تا درسهاى مناعت طبع و شهامتش بياموزد ، و نه شخصيتها و روحيهء رجال تاريخ را مىشناسد ، تا از كمّ و كيف امور روانى آنان با خبر باشد . او نه با يزيد طغيانگر آشنائى دارد ، تا بداند كه هيچيك از شرائط خلافت در او وجود نداشت ، نه حسين عليه السلام را كه يكجهان آقائى ، شرافت ، مناعت طبع و شهامت ، حسين بزرگى و پيشوائى ، حسين دين و ايمان ، حسين فضيلت و عظمت ، حسين حق و حقيقت ، را مىشناسد تا اعتراف كند كسى كه مانند او روحى بلند دارد ، نمىتواند تسليم يزيد هتاك و بىآبرو ، يزيد لا ابالى و فاسق ، يزيد آزمند و حيوان صفت ، يزيد كفر و الحاد ، گردد . فرزند مصطفى ( ص ) ، جز براى وظيفهء دينىاش قيام نكرد ، زيرا هر كس بدين حنيف و نورانى اسلام معتقد باشد ، مىداند ، اولين وظيفهء او ، دفاع از دين بوسيلهء جهاد بود ، جهاد با كسى كه با نواميسش بازى كند و مقدساتش را بيهوده بگيرد ، و تعاليمش را دگرگون سازد ، و دستورات دينىاش را معطل بگذارد . و ظاهرترين نمونهء اين مطالب كلى ، يزيد ستمگر و نابكار و ميگسار است كه
الغدير ( فارسي ) — صفحة 87 | جمعي از مترجمين / جمال موسوي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)