و سنت ( گفتار ، كردار و تصويب پيامبر « ص » ) نيست . و هيچ چيز بهتر از اين دو هم نميتواند مسلمين را فكرا و عملا با هم متحد و برادر سازد . در پيمودن اين راه در درجهء اول تسليم به كتاب الهى و سنت مسلم پيامبرش سرمايه اى مؤثر و كافى است .
و آنگاه هر تكيه گاه ديگر و يا هر مبناى ديگرى را با ديدهء حزم و احتياط و حتى با ترديد و انكار بايد نگريست . و تا هنگاميكه از نظر كتاب و سنت قطعيت آن مسلم نشود ، تسليم آن نبايد شد ، زيرا يكى از مهمترين علل پديد آمدن شكاف بين مسلمين و تيرگى در روابط آنان ، تمسك برخى از فرق و جمود پاره اى از طوائف به اصول و زير بناهائى است كه از نظر كتاب و سنت هيچگونه ارزش منطقى ندارد .
از اينرو اسناد ارائه شده را به دو قسمت تقسيم بايد كرد :
سند مقبول و سند مردود
:
سند مقبول و پذيراى مسلمين ، كتاب و سنت است و هر گونه سند ديگر را بايد به كتاب و سنت عرضه داشت و اگر با آنها منطبق نشد هر چند از روى حسن نيت و اعتماد متأخران نسبت به پيشينيان تنظيم شده باشد ، بايد آن را مردود شمرد و طرد كرد . براى نمونه : هر گاه احترام زائد الوصفى را كه براى اصحاب پيامبر ( ص ) به عنوان مجاهدان راه حق و حاميان دين خدا ، در صدر اسلام و به عنوان طريق ما بسوى سخنان و اعمال و رفتار آنحضرت قائليم ، باعث شود هر چه آنان به اسم سنت و حديث پيغمبر ( ص ) براى ما نقل كنند بىتحقيق و بررسى بپذيريم ، در گم كردن راه سنت پيامبر ( ص ) ، بيش از راه يا بى بسوى آن كوشيدهايم .
مسلم است تنها صحابى بودن ، تضمينى بر صحت نقل و عصمت ناقل نيست .
قرآن كريم ، بدون ذكر نام و معرفى شخص معين ، پرده از روى نفاق گروهى از صحابه كه حتى خود پيغمبر ( ص ) هم آنان را قبل از نزول وحى نميشناخت برداشته گويد :
* ( وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ ) * ، ( 1 ) و ما ميدانيم صحابهء پيغمبر ( ص ) نه فرشته بودند تا از گرفتارى غرائز آزاد باشند و نه معصوم تا از قوهء قدسى برخوردار
هامش
( 1 ) سورهء توبه آيه 101 « از اهل مدينه گروهى كه تو آنان را نمىشناسى و ما آنها را خوب ميشناسيم به نفاق خو گرفتهاند . »