مىتوان اسلام او را سند فضيلتش گرفت .
مأمون : قبل از بحث در سن كودكى و سن بلوغ ، كدام يك از اين دو زودتر اسلام آوردند ؟
اسحاق : بدون قيد تكليف اگر باشد ، على ( ع ) اول اسلام آورد .
مأمون : وقتى على اسلام آورد ، آيا از روى دعوت پيغمبر ( ص ) بود يا از جانب خدا به او الهام شد ؟ .
اسحاق در پاسخ اين سؤال فرو ماند و سكوت اختيار كرد .
مأمون : نمىتوانى بگوئى الهام از جانب خدا بود ، زيرا اگر چنين گفتى او را بر پيغمبر ( ص ) مقدم داشته اى ، زيرا خود پيغمبر ( ص ) تا وقتى فرشتهء وحى بر او نازل نشد ، اسلام را نمىشناخت .
اسحاق : بلى پيغمبر ( ص ) او را به اسلام دعوت كرد .
مأمون : آيا پيشنهاد ، رسول خدا ( ص ) در مورد پذيرفتن دعوت اسلام نسبت به كودكى نابالغ به امر خدا بود يا اين دعوت از جانب خود پيغمبر ( ص ) به او تحميل گرديد ؟
اسحاق بار ديگر سكوت كرده سر به زير انداخت .
مأمون : مگر نه اينست كه خدا مىگويد : * ( وَما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ ) * ( 1 ) رسول خدا ( ص ) از جانب خود به كسى تحميل تكليف نمىكند ، تو نيز از دادن چنين نسبتى خوددارى كن .
اسحاق : بلى ، يا امير المؤمنين ! دعوتش به امر پروردگار بود .
مأمون : آيا اين حكم خدا است كه پيامبرانش را به دعوت كسى بفرستد كه عمل او را سند فضيلت ندارد ؟
اسحاق : پناه ميبرم به خدا از اين نسبت .
مأمون : پس بر طبق سخن تو ، اى اسحاق ! كه وقتى على ( ع ) اسلام آورد ،
هامش
( 1 ) آيهء 86 از سورهء ص .