و اگر اين همه احاديث صحت ندارد پس چه ارزشى براى كتابهاى مشتمل بر اين احاديث است .
* ( كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَمِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ) * ( 1 ) .
اين مرد را ملاحظه كرديد ، چگونه سخنان و تصريحات عدهء كثيرى را كه به حكم حافظان ثبت و سخت گير در امر حفظ احاديث ، همهء آنها صحيح است ، با يك جمله شكننده رد مىكند ، ولى در مقابل هر مطلبى را كه ميلش اقتضا كند ، براى اثبات آن به هر گونه روايتى اعم از روايات مرسل ، روايات تقطيع شده ، روايات آحاد و روايات افراد مجهول ، و روايات كسانى كه اصلا وجود خارجى ندارند ، اعتماد و استدلال مىكند !
ذيل :
در حديث مناظرهء مأمون با چهل نفر دانشمند ، در مورد اولويت امير - المؤمنين ( ع ) از ديگران در امر خلافت ، مأمون گويد : اى اسحاق ! ( 2 ) روزى كه خداوند پيامبرش را مبعوث گردانيد چه عملى از همهء اعمال برتر و افضل بود ؟
اسحاق : شهادت به يكتائى خدا از روى اخلاص .
مأمون : آيا بهترين اعمال پيشى جستن در قبول اسلام نبود ؟
اسحاق : چرا .
مأمون : اين مطلب را از قرآن بخوان آنجا كه گويد : * ( وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ) * ( 3 ) مقصود از اينان كسانى هستند كه سبقت در قبول اسلام گرفتهاند ، آيا تو كسى را كه در قبول اسلام از على پيشى گرفته باشد مىشناسى ؟
اسحاق : يا امير المؤمنين ! على وقتى اسلام آورد ، سنش كم بود و به سن بلوغ نرسيده بود تا اسلامش سند فضيلت باشد ، ولى ابو بكر در سن بلوغ اسلام آورد و
هامش
( 1 ) اقتباس از آيه 100 سورهء مؤمنون « نه چنين نيست اين سخنى است كه او به زبان مىراند و از پشت سر آنان تا روز رستاخيزشان برزخ و واسطه اى است » .
( 2 ) اسحاق بن ابراهيم يكى از دانشمندان معروف است .
( 3 ) آيهء 11 ، 12 از سورهء واقعه .