را رها ساخت .
افسوس كه دوستى موافق برايم نيست تا با او از در دوستى درد دل كنم .
و در پشت پرده مرا مادرى است ، كه سرشگ او بر من ، تا روزگار پايدار است ، ادامه دارد .
اى مادر ! شكيبائى را از دست مده ، كه شكيبائى پيام آور خير و پيروزى نزديك است .
و اى مادر ! پاداش خود را باطل مساز كه به قدر صبر جميل ، اجر جزيل نصيبت خواهد شد .
و اى مادر ! شكيبا باش كه هر مصيبتى بر اوج خود كه رسيد ، به زوال مىگرايد .
آيا پيروى از اسماء ذات النطاقين نكنى وقتى كه جنگ شديد در مكه درگير بود . ( 1 )
پسرش مىخواست امان بگيرد ، ولى مادر با اينكه يقينا مىدانست پسرش كشته مىشود موافقت نكرد .
اى مادر ! تو از او پيروى كن تا از آنچه مىترسى خدا كفايتت كند كه بسيار مردم را پيش از تو غفلتا گشتهاند .
تو مادر ، مانند صفيه ( خواهر حمزه ) در احمد باش ، كه از گريه بر او ، هيچ غصه دارى دردش علاج نشد .
هامش
( 1 ) فرزندش عبد اللَّه زبير را حجاج امان داد و او با مادرش مشورت كرد ، مادرش كه پيرزنى نابينا بود گفت : اگر زنده مىمانى عزيز زندگى كن و اگر مىميرى كريم بمير ، فرزندم جنگ كن تا كشته شوى ( نقل از اعيان الشيعه جلد 18 ) مترجم