تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
را رها ساخت . افسوس كه دوستى موافق برايم نيست تا با او از در دوستى درد دل كنم . و در پشت پرده مرا مادرى است ، كه سرشگ او بر من ، تا روزگار پايدار است ، ادامه دارد . اى مادر ! شكيبائى را از دست مده ، كه شكيبائى پيام آور خير و پيروزى نزديك است . و اى مادر ! پاداش خود را باطل مساز كه به قدر صبر جميل ، اجر جزيل نصيبت خواهد شد . و اى مادر ! شكيبا باش كه هر مصيبتى بر اوج خود كه رسيد ، به زوال مىگرايد . آيا پيروى از اسماء ذات النطاقين نكنى وقتى كه جنگ شديد در مكه درگير بود . ( 1 ) پسرش مىخواست امان بگيرد ، ولى مادر با اينكه يقينا مىدانست پسرش كشته مىشود موافقت نكرد . اى مادر ! تو از او پيروى كن تا از آنچه مىترسى خدا كفايتت كند كه بسيار مردم را پيش از تو غفلتا گشته‌اند . تو مادر ، مانند صفيه ( خواهر حمزه ) در احمد باش ، كه از گريه بر او ، هيچ غصه دارى دردش علاج نشد .
هامش
( 1 ) فرزندش عبد اللَّه زبير را حجاج امان داد و او با مادرش مشورت كرد ، مادرش كه پيرزنى نابينا بود گفت : اگر زنده مىمانى عزيز زندگى كن و اگر مىميرى كريم بمير ، فرزندم جنگ كن تا كشته شوى ( نقل از اعيان الشيعه جلد 18 ) مترجم
الغدير ( فارسي ) — صفحة 310 | جمعي از مترجمين / جمال موسوي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)