از آنجا به نخلهاى بلند خوش تركيب كه شكوفه هايش بهم بسته ، تعبير شده است . ( 1 )
از آنان در كتاب الهى به زيتون نور ، و براى روشنى فروغ هدايت به گيرايه ، تعبير شده است .
اسامى آنان چون ياد خدا شود به اسامى خدا به شدت مقرون گردد .
حوادث روزگار هر يك از آن بزرگواران به خاك انداخته و به نزع افتادهاند .
من حسين را در كربلا فراموش نمىكنم حالى كه بين دشمنان تشنه و تنها است .
و در حال سجود صورت بر خاك نهاده ، و به ركوع و سجود پردازد و شمشير آبدار بر او كشيدهاند .
با نزديكى آب فرات ، آب مىجويد و آن را مىبيند ، ولى از آب دور است .
اى ستمگران مىدانيد چه كسى را كشتيد ؟ بجانم سوگند كسى را كشتهايد كه هستى در وجودش خلاصه شده است . »
و در مدح اهل البيت عليهم السلام گويد : ( 2 )
« من از قومى سخن گويم كه آسمانشان شمشير ، و زمينشان دشمنان ، و خون گلوهاى دشمنان درياهاى آنانست . »
از گرد و غبار ميدان نبرد به عنوان ابر باران مىطلبند ، باران مرگ بر گروه دشمنانشان .
و چون تاريكيهاى فتنه ، تيرگى فزايد ، خورشيد و ماه آن را اراء و افكارشان تشكيل دهد .
به فضل اينان مىتوان بهشت را خريد و باغهاى آن همه و خيام و قصورشان از آن آنها است .
هامش
( 1 ) اشاره به آيه 10 / ق : * ( وَالنَّخْلَ باسِقاتٍ لَها طَلْعٌ نَضِيدٌ
( 2 )قوم سماء هم السيوف و ارضهم
اعداءهم و دم الخور بحورها