تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
از آنجا به نخلهاى بلند خوش تركيب كه شكوفه هايش بهم بسته ، تعبير شده است . ( 1 ) از آنان در كتاب الهى به زيتون نور ، و براى روشنى فروغ هدايت به گيرايه ، تعبير شده است . اسامى آنان چون ياد خدا شود به اسامى خدا به شدت مقرون گردد . حوادث روزگار هر يك از آن بزرگواران به خاك انداخته و به نزع افتاده‌اند . من حسين را در كربلا فراموش نمىكنم حالى كه بين دشمنان تشنه و تنها است . و در حال سجود صورت بر خاك نهاده ، و به ركوع و سجود پردازد و شمشير آبدار بر او كشيده‌اند . با نزديكى آب فرات ، آب مىجويد و آن را مىبيند ، ولى از آب دور است . اى ستمگران مىدانيد چه كسى را كشتيد ؟ بجانم سوگند كسى را كشته‌ايد كه هستى در وجودش خلاصه شده است . » و در مدح اهل البيت عليهم السلام گويد : ( 2 ) « من از قومى سخن گويم كه آسمانشان شمشير ، و زمينشان دشمنان ، و خون گلوهاى دشمنان درياهاى آنانست . » از گرد و غبار ميدان نبرد به عنوان ابر باران مىطلبند ، باران مرگ بر گروه دشمنانشان . و چون تاريكيهاى فتنه ، تيرگى فزايد ، خورشيد و ماه آن را اراء و افكارشان تشكيل دهد . به فضل اينان مىتوان بهشت را خريد و باغهاى آن همه و خيام و قصورشان از آن آنها است .
هامش
( 1 ) اشاره به آيه 10 / ق : * ( وَالنَّخْلَ باسِقاتٍ لَها طَلْعٌ نَضِيدٌ ( 2 )قوم سماء هم السيوف و ارضهم اعداءهم و دم الخور بحورها