افتخار آفرينان ، و مركز و مدار جهان ، كه روزگار به امرشان مىگردد .
دودمان احمد ، بزرگ سادات درخشان ، جوانان علوى سپيد چهره .
سپيدان بنى هاشم . و جوانمردان با فضيلت ، بزرگانى كه دودمان « نضر » به بزرگى آنان نازند .
با عقلت بينديش ، آيا كسى ديگر به قدر آنان رسد ، قومى كه تقدير الهى را به كف گرفتهاند .
به اينان ، قبل از خلقتشان ، صفا عطا شده و نبوت ، چون آب صافى ، بىكدر ، داده شده است .
و آنان را تاج شرافتى بيمانند و بزرگوارى و شخصيت بىرقيبى عطا گرديده است مرا اين گونه حجتهاى واضح الهى بسنده است ، اينان كه هر گاه ياد شوند درود بر آنها فرستيد .
اينان درخت عظمتاند و شيعيانشان برگهاى آن ، ريشهء اين درخت ، مصطفى و ذريه ى او ميوهء آنند .
و در رثاى اهل بيت او راست كه گويد :
يا آل احمد ماذا كان جرمكم
فكل ارواحكم بالسيف تنتزع
« اى دودمان احمد ، گناه شما چه بوده است كه بايد ارواح شما با شمشير از بدنتان جدا شود .
اجتماع شما را با سنگ تفرقه ميان مردم به جدائى انداختهاند ، در حالى كه اجتماع مردم بهم پيوسته باشند .
ماههاى چهرهء شما از بدنهاتان به زير افتاده و سرها بر سر شاخسار نيزهها قرار گرفته است .
آيا شما بهترين رهبر هدايت نبوديد ؟ آيا شما روش گمراهى و بدعت را نشكستيد ؟
آيا خداى يگانه ، بىنياز و برتر ، به راهنمائى شما كه پرچمدار ، و مقتداى