تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
هدايتيد به يگانگى پرستيده شد ؟ پس چرا حوادث بر دشمنان ستمگر شما ، نمىگذرد و چرا مصيبتها از شما ، دست نميدارد ؟ بعضى از شما روى خاك افتاده و با لب تشنه ، كشته شده‌ايد و پاره اى سر بريده اش فراز نيزه است . برخى در بلاد غربت ، دورترين نقطهء مغرب گريخته و با خونهاى لاله گون ، بر خود زره بسته است . كسانى از شما را سوزانده و خاكسترش بر باد رفته كه قبرى و آرامگاهى براى توبه كنندگان مشهدش بجاى نگذاشته‌اند . اگر همه را فراموش كنم ، چگونه حسين را كه سپاه شرك با كوبيدن شمشير و نيزه بر او تاختند توانم فراموش كرد . پيكرش براى تاختن اسبان سياه ، روى خاك افتاده و سرش بر فراز نيزه‌ها جاى گرفته است . و نيز در مرثيهء اهل بيت سلام اللَّه عليهم گويد : اى فرزندان مصطفى ! با شمشير بر شما حمله كنند و من به خواب آرام رفته شب استراحت كنم ؟ شما را ستم كنند ، بكشند و اموالتان تقسيم گردد ، و در برابر اين همه جور و جفا چه كسى بر شما خضوع كند و حق شما را ادا نمايد ؟ هيچ سرزمينى در شرق و غرب نباشد مگر اينكه كشته اى از شما يا به خاك افتاده اى در آن باشد . و در رثاى امام سبط شهيد گويد :
اعاتب عينى اذا اقصرت و افنى دموعى اذا ما جرت
« هر گاه از گريه چشمانم كوتاهى كند ، توبيخش كنم و چون سرشگم