تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
جارى شود تا پايان بگريم . » به ياد شما اى فرزندان مصطفى سرشگم بر چهره رقم كشيده است . براى شما و بر شما پلكهايم از بهم آمدن سرباز زده نخوابيد و هشيار مانده است . من براى پيكرهاى شما كه در عراق نيزه‌ها بر آنها كارگر شده خوردش كرده ، تشبيهى دارم . و شما را در عرصهء كربلا ، به ماه‌هاى درخشنده اى كه كسوف كند مانند كرده‌ام ؟ ديگر سرزمين مدينه از جمع شما خالى شد مانند لوحه اى است كه خطوطش را بزدايند . و زمين كربلا با شما عملى كرد ، مانند درخشنده ستارگانى كه فرو ريزد . گويا زينب را مىبينم گرد حسين با گيسوانى پريشان است . صورت به رگهاى بريده گردنش فرو برده و آه و ناله از دل دردمندش بيرون مىدهد . و مىبينم فاطمه را حيران است وقتى تازيانه به پهلوى زينبش مىنگرد . و سبط پيامبر را كه پيكرش روى خاكها مانند قربانى سر بريده فتاده است . و سرهاى بريدهء آنان بر فراز نيزه‌ها همسان شاخسارهاى ميوه دار است . و سر حسين در پيشاپيش ساير سرها مانند سپيدى صبح مىدرخشد . و در رثاى آن حضرت صلوات اللَّه عليه گويد : ( 1 ) اى ديده‌ها سرشگ فرو باريد سرشگ فرو باريد بر آل پيامبر خدا تا گونه‌ها از آنها اثر پذيرد . و اى دلها در آتش اندوه زير و بالا شويد كه اندوه آنان را پايانى نيست .
هامش
( 1 )ابكى يا عين ابكى آل الرسول ا للَّه حتى تخدمنك الخدود