اوست شكنندهء بتها در خانهء خدا ، اوست كه از چهرهء هدايت پرده برداشت .
او به پشت بهترين خلق بالا رفت ، او كه پيشرفت سريع دين بوجودش بسته بود .
فرو انداخت لات را و هبل را رها كرد تا پاره پاره شود و نگون بختىاش گريبان خودش را بگيرد .
مولاى من بر فراز خانهء خدا برخاست و با دور ساختن پليديهايش ، آن را پاك كرد .
در ( خيبر ) را از بن بطور معجزه آسا بر كند بطورى كه صداى در ، حاكى از اضطراب و دهشت بود .
كه گويا لهيب آتش افروخته اى است كه از پرتو نورش بيرون آمده است .
چه كسى عمرو بن عبدود را وقتى خندق را با عبور خود به جزع درآورد ، دو نيم كرده به زمين انداخت .
چه كسى به چاه وارد شد و از هلاكت نترسيد در حالى كه راه آب بسته بود ، و او به شدت آن را طلب كرد .
چه كسى جن را با تير شهابش با لهيب گداخته از مسهايش سوزانيد .
تا به امرش مقرانه بازگشتند ، و از شر آنها در پناه خدا محفوظ ماند . »
بيان : با تعبير ، من هبط الجب ( 1 ) « چه كسى به چاه وارد شد » اشاره به روايتى كرده كه امام احمد در مناقب از على ( ع ) نقل كرده كه فرمايد : چون شب بدر ، شد پيامبر خدا ( ص ) فرمود : چه كسى براى ما آب خواهد آورد ، مردم از اين عمل سرباز زدند على ( ع ) برخاست مشگ آب را به دست گرفت و به چاهى بسيار عميق و تاريك وارد شد و در آن سرازير گرديد ، خداى بزرگ به جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل وحى فرستاد ،
هامش
( 1 )من هبط الجب و لم يخش الردى
و الماء منحل السقاء فجاسه