يو ماه يوم للعدى يرويهم
جورا و يوم للقنى يرويها
يسع الانام مثوبة و عقوبة
كلتاهما تمضى لما بمضيها
( 1 )
( تا آخر 42 بيت قصيده اش )
او را قصيده اى است كه صاحب « الدر النظيم فى الائمة اللهاميم » آن را نقل كرده :
هل اضاخ . . .
« آيا كوه » اضاخ « همان كوه اضاخى است كه ما مىدانستيم ، چه خوب منزلگاه و استراحتگاهى براى شتران است . تا اينكه گويد :
ياد روز حسين ( ع ) در كربلا گوشم را برد ، و پردهء صماخى برايم باقى نگذاشت .
زنان حرم پيوسته صداى گريه و سوكشان شنيده مىشود ، و پى در پى صداى شيون از آنها بلند است .
او را از آب فرات باز داشتند و خود آن آب زلال و خنك را دست بدست ، به هم تعارف كردند .
پدر و مادرم فداى عترت پيامبر باد ، و گوش معاندشان كر باد .
كسانى كه كودكان ، جوانان ، سالمندان و پيرانشان ، بهترين خلق خدايند .
در زمان خود صدر جايگاه افتخار و عزت را گرفتند ، و براى مردم ديگر جهان ، مانند مغز و لباند . در وضعى كه از پاكدلى ديگران تأمينى نيست ، اينان همه پاكدلانند .
اينان در همانوقتى كه مردم از سهم آنان به غذاهاى بريان و پخته عادت كردهاند ، به گرسنگى خو گرفتهاند .
اينان با سخاوت آفريده شدهاند نه متظاهر به سخاوت . و هيچ گاه سخاوتمند ، مانند متظاهر به سخاوت نيست .
هامش
( 1 ) دو روز ، زندگى او را تشكيل مىدهد ، روزى كه از قهر ، زمين را از خون دشمنان سيرآب كند ، و روزى كه از مهر دوستان را اشباع سازد .
مردم همه ، بپاداش و كيفرش مىرسند ، و هر كس به راهى كه مىرود ، نصيب خود را از آن دو دريافت مىكند .