تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
يو ماه يوم للعدى يرويهم جورا و يوم للقنى يرويها يسع الانام مثوبة و عقوبة كلتاهما تمضى لما بمضيها
( 1 ) ( تا آخر 42 بيت قصيده اش ) او را قصيده اى است كه صاحب « الدر النظيم فى الائمة اللهاميم » آن را نقل كرده : هل اضاخ . . . « آيا كوه » اضاخ « همان كوه اضاخى است كه ما مىدانستيم ، چه خوب منزلگاه و استراحتگاهى براى شتران است . تا اينكه گويد : ياد روز حسين ( ع ) در كربلا گوشم را برد ، و پردهء صماخى برايم باقى نگذاشت . زنان حرم پيوسته صداى گريه و سوكشان شنيده مىشود ، و پى در پى صداى شيون از آنها بلند است . او را از آب فرات باز داشتند و خود آن آب زلال و خنك را دست بدست ، به هم تعارف كردند . پدر و مادرم فداى عترت پيامبر باد ، و گوش معاندشان كر باد . كسانى كه كودكان ، جوانان ، سالمندان و پيرانشان ، بهترين خلق خدايند . در زمان خود صدر جايگاه افتخار و عزت را گرفتند ، و براى مردم ديگر جهان ، مانند مغز و لباند . در وضعى كه از پاكدلى ديگران تأمينى نيست ، اينان همه پاكدلانند . اينان در همانوقتى كه مردم از سهم آنان به غذاهاى بريان و پخته عادت كرده‌اند ، به گرسنگى خو گرفته‌اند . اينان با سخاوت آفريده شده‌اند نه متظاهر به سخاوت . و هيچ گاه سخاوتمند ، مانند متظاهر به سخاوت نيست .
هامش
( 1 ) دو روز ، زندگى او را تشكيل مىدهد ، روزى كه از قهر ، زمين را از خون دشمنان سيرآب كند ، و روزى كه از مهر دوستان را اشباع سازد . مردم همه ، بپاداش و كيفرش مىرسند ، و هر كس به راهى كه مىرود ، نصيب خود را از آن دو دريافت مىكند .