وال يا رب من يواليه و انصر
ه و عاد الذى يعادى الوصيا
ان هذا الدعا لمن يتعدى
راعيا فى الانام ام مرعيا
لا يبالى امات موت يهود
من قلاه او مات نصرانيا
من رأى وجهه كمن عبد اللَّه
مديم القنوت رهبانيا
كان سؤال النبى لما تمنى
حين أهدوه طائرا مشويا
اذ دعا اللَّه ان يسوق احب
الخلق طرا اليه سوقا و حيا
فاذا بالوصى قد قرع البا
ب يريد السلام ربانيا
فثناه عن الدخول مرارا
أنس حين لم يكن خزرجيا
و ذخيرا لقومه و أبى الر
حمان الا امامنا الطالبيا
و رمى بالبياض من صد عنه
و حبا الفضل سيدا اريحيا
( 1 )
اين قصيده 160 بيت دارد
هامش
( 1 ) پروردگارا را دوست دار و يارى كن كسى كه او را دوست دارد و هر كس وصى را دشمن دارد ، او را دشمن گير .
اين دعا در همهء مردم ، اعم از مولى و رعيت ، پيوسته جارى است .
كسى كه او را دشمن دارد مهم نيست به دين يهود ، يا به دين مسيح بميرد .
هر كس چهرهء على را بنگرد ، چهرهء مرد عابدى را مىبيند كه دائم در دعا ، و كناره گير از مردم است .
او مقصود از سؤال پيامبر ( ص ) بود و مورد آرزوى او ، هنگامى كه مرغ بريانى برايش هديه آوردند .
پيغمبر از خدا خواست كه محبوبترين همه خلقش را به زودى ، بر او وارد سازد .
ناگاه وصى ، در خانه را زد ، تا سلام خدائى شامل حالش گردد .
انس بارها على را از ورود بر پيغمبر بازداشت ، زيرا على از قبيلهء او « خزرج » نبود ( و او مايل بود يكنفر خزرجى به اين افتخار نايل آيد . ) و براى قوم خود اين فضيلت را ذخيره مىكرد و خداوند رحمان جز براى امام ما فرزند ابو طالب آن را نخواسته بود .
مانع راه را خداوند به سفيدى برص مبتلا ساخت و فضيلت را به آقائى كه جامع همهء صفات نيك بود ( على بن ابيطالب ( ع ) نصيب گردانيد . ( زيرا انس كه مانع ورود على ( ع ) بود به بيمارى برص مبتلا گرديد ) .