شهر اصفهان و مسجد جامع آن ، تصرف كرد و ابن طباطبا او را هجا گفت . و چنان كه از معجم الادباء گذشت ابن طباطبا پيوسته آرزوى ملاقات عبد اللَّه بن معتز را مىكرد و اشتياق ديدار او را داشت و ابن معتز به سال 296 ه در گذشت .
در جلد دوم « نسمة السحر فى من تشيع و شعر » و جلد اول صفحهء 179 معاهد التنصيص ، شرح حال ابن طباطبا و تعريف و تمجيد او به نهايت فشرده ، آمده است .
« ابن خلكان » در تاريخش 1 / 42 در ذيل شرح حال ابو القاسم ابن طباطبا متوفى به سال 345 ه ابيات ياد شده را از ديوان ابو الحسن ابن طباطبا نقل كرده ، آنگاه گويد : من نمىدانم اين ابو الحسن كيست و چه نسبتى بين او و ابو القاسم ياد شده ، وجود داشته و خدا دانا است . فهم اين سخن ابن خلكان و آنچه در ذيل آن آورده ، بر سيد ما سيد محسن امين عاملى نيز پيچيده شده و او را در اشتباه بزرگى افكنده است ، او تحت عنوان « ابو الحسن الحسنى المصرى » در اعيان الشيعه 6 / 312 شرح حالى عنوان كرده و او را بىدليل ، مصرى خوانده است و تاريخ وفات ابى القاسم بن طباطبا را براى او ذكر كرده و شرح حالش را با اين جمله پايان داده است : « ما دليلى بر تشيع او نداريم ، مگر اينكه اصلى كلى در علويان تشيع است . »
شگفتى اينجا است كه در جلد نهم / 305 ابو الحسن را به نام و نسبش آورده و گويد : اين است آنكه ابن خلكان گفته : نمىدانم اين ابو الحسن كيست ، و كسى را جز از ناحيه خدا عصمت از خطا نيست .
ابن طباطبا را اولاد فراوانى در اصفهان بود كه در بين آنان دانشمندان ، ادبا ، اشراف و نقبا وجود داشتهاند . « نسابهء عمرى » در « المجدى » گويد ، او را نسلى گسترده و طولانى است كه افرادى موجه و با شخصيت ، بين آنها بودهاند مانند ، ابو الحسن احمد شاعر اصفهانى ، و برادرش ابو عبد اللَّه الحسين متصدى نقابت در اصفهان ، كه هر دو فرزندان على بن محمد شاعر معروف مىباشند . و ديگر شريف ابو الحسن محمد ، در بغداد كه او را « ابن بنت خصبة » گويند .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 214
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢١٤