« رفتند و در دل من از فراقشان سوزى گذاشتند كه چون دوست رفت ، آن سوز بماند . »
للَّه ايام السرور كانّما
كانت لسرعة مرّها احلاما
« چه خوش بود روزگار مسرت ، گويا از گذشت شتابانش ، رؤيائى بيش نبود . »
لو دام عيش رحمة لاخى هوى
لاقام لى ذاك السرور و داما
« اگر از روى ترحم زندگى بر عاشقان دوام مىيافت براى من هم آن سرور ، پايدار مىماند . »
يا عيشنا المفقود خذ من عمرنا
عاما وردّ من الصبا اياما
« اى عيش گمشدهء ما ! يكسال از عمر ما را برگير و بجاى آن ، چند روز عشق بما بازده . »
و از اوست :
اى كسى كه آب ، حكايت از رقت و لطافت او كند و دلش به سختى سنگ است .
كاش بهرهء من ، مانند بهرهء لباسهايت از بدن تو بود ، اى بشر يگانه !
شگفتى نكنيد از كهنگى جامهء او ، تكمه هايش بر ماه بسته شده است .
لا تعجبوا من بلا غلالته
قد زرّ ازراره على القمر
« ابن طباطبا » بنا بر طبق آنچه در « المجدى » است در اصفهان متولد شده و در آنجا به سال 332 ه بر طبق آنچه در « معاهد التنصيص » است ، وفات يافته است . از اين رو آنچه در « نسمة السحر » آمده است كه او در سال 322 ه به نقل معاهد ، متولد شده ، اشتباهى است ناشى از فهم كلام معاهد ، آنجا كه گويد : « تولدش در اصفهان و مرگش آنجا به سال 322 ه بود » آنگاه پنداشته سال 322 ه مربوط به ولادت اوست ، چنان كه برخى از معاصرين اين اشتباه را كردهاند ، و اين امر درست نيست ، زيرا ابو على رستمى ، كه ابن طباطبا اشعار فراوانى درباره اش دارد از رجال دورهء ( مقتدر باللَّه « است كه به سال 320 ه كشته شد و در ايام او بود كه رستمى در با روى