بعد از گذشت مدت ، استبراء و عدم ميراث است .
4 - احكام القرآن جصّاص 2 / 178 از مقررات آن : عقد ، اجرت ، مدت ، عدّه ، عدم ميراث را ذكر كرده است .
5 - سنن بيهقى 7 / 200 احاديثى نقل كرده كه در آنها بپاره اى از حدودش اشاره شده است .
6 - تفسير بغوى 1 / 413 پاره اى از مقرراتش را ذكر كرده است .
7 - تفسير قرطبى 5 / 132 پاره اى از مقرراتش را ذكر كرده است .
8 - تفسير رازى 3 / 200 پاره اى از مقرراتش را ذكر كرده است .
9 - شرح صحيح مسلم از نووى 9 / 181 ادعاى اتفاق علماء بر مقررات آن كرده .
10 - تفسير الخازن 1 / 257 مقررات ششگانه را نام برده .
11 - تفسير ابن كثير 1 / 474 مقررات ششگانه را نام برده .
12 - تفسير سيوطى 2 / 140 از مقرراتش پنج قانون ذكر كرده است .
13 - الجامع الكبير سيوطى 8 / 295 پنج قانون برايش ذكر كرده است .
و نيز در بسيارى كتب فقهى مذاهب اربعه ميتوان يافت .
3 - اول كسى كه ازدواج موقت را ممنوع كرد
بيست و پنج حديث در صحاح و مسانيد به دست ما رسيده كه نشان مىدهد ازدواج موقت در شريعت اسلامى مباح بوده و مردم در زمان پيامبر ( ص ) و خلافت ابى بكر و بخشى از زمان خلافت عمر بدان عمل مىكردهاند و عمر در آخرين روزهاى خلافتش از آن نهى كرده و خود را اول كسى كه آن را ممنوع اعلام مىكند ، معرفى كرده است . در تحقيق اين امر مىتوان به كتابهاى : صحيح بخارى باب تمتع ، صحيح مسلم 1 / 395 ، 396 مسند . احمد 4 / 436 و 3 / 356 ، الموطَّأ مالك 2 / 30 ، سنن بيهقى 7 / 206 ، تفسير طبرى 5 / 9 ، احكام القرآن جصّاص 2 / 178 ، النهايه ابن اثير 2 / 249 ، الغريبين هروى ، الفائق زمخشرى 1 / 331 ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 192
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٩٢