غدير نقل كرده گويد : شيعيان را در هجدهم ذى الحجة عيدى است كه در آن سه مجسمه از خمير درست مىكنند و شكم آنها را پر از عسل كرده ، آنها را نمودارى از ابى بكر ، عمر و عثمان مىدانند ، آنگاه كاردى بر آنها كشيده ، وقتى عسلها به راه افتاد ، بدين وسيله ريختن خون خلفا را تجسم مىكنند و اين عيد را ، عيد غدير مىنامند .
و يا مانند گفتارش در صفحهء 158 كه مىگويد : « برتن » Bvrton نوشته است : ايرانيان در پاره اى از اوقات توانستهاند ، جائى را كه نزديك قبر ابى بكر و عمر است با انداختن نجاستى كه در يك قطعه كهنه پيچيده باشد ، نجس كنند ، اين عمل بخاطر آن است كه نشان دهند از طرف كسانى كه به شبكهها مراجعه مى - كنند ، هدايائى فرستاده شده است .
يا مانند گفتارى كه در صفحهء 161 گويد : اما شيعه اثنى عشرى پافشارى دارند كه بگويند امام جعفر صادق ( ع ) بر امامت فرزند بزرگش اسماعيل بعد از خود تصريح كرده است ، ولى چون اسماعيل مشروب خوار بود ، لذا امامت به موسى منتقل گرديد او فرزند چهارم در ميان هفت فرزند است . و همين اختلاف باعث شده انشعاب بزرگى بين شيعه پديد آيد چنان كه ابن خلدون بدان اشاره كرده است .
يا مانند سخن او در صفحهء 128 كه نويسد : « عبد اللَّه بن على بن عبد اللَّه بن حسين » ( 1 ) ادعاى امامت كرد و گويند نمايندگانى مركب از هفتاد و دو مرد از خراسان به مدينه آمدند و با خود اموالى براى امام آوردند و امام را نمىشناختند ،
هامش
( 1 ) كاش او به ما ، اين مدعى خلافت از اولاد حسين را ، نشان مىداد ، كيست او ؟ و چه وقت متولد شده و كجا به دنيا آمده ؟ كجا زندگى كرده ؟ ، كجا از دنيا رفته ؟ ، كجا دفن شده ؟ ، اين ادعا چه وقت صورت گرفته است ؟ هم زمان با امام باقر ( ع ) از اولاد جدش حسين ( ع ) ، كسى جز برادرش عبد اللَّه بن على بن الحسين نبوده ، و او مردى فقيه ، فاضل و معترف بامامت برادرش باقر ( ع ) بوده است . بنا بر اين داستانى به اين نام موضوعا منتفى است و در آن مطالبى بر خلاف مبانى شيعه است كه بر سازندهء داستان مخفى مانده .