آنگاه آمده رشتهء برادرى اسلامى را بگسلاند ، و بين صفوف اهل قرآن با بافتههاى دروغ و باطلش از آنچه متناسب خود اوست ، شكاف ايجاد كند ، و مترقى ترين جوامع را تهمتى كه از آن بيزارند ، زند ، و چيزهائى به آنها نسبت دهد ، كه سلوك و رفتار شيعه و اصول و مبادى صحيحشان ، آن را تكذيب كرده ، حرام ميشمارد ، نسبتهائى كه دست دشمنىها و كينه جوئىهاى مرموز ، براى آنها ساخته از نمونه نسبتهاى زننده ى نامبرده ، گويا گوشهايش از تأليفات قديم و جديد شيعه كه در زمينهء اصول عقايد آمده سنگينى دارد و در جلو ديدگانش پرده اى پديد آمده ، اينهمه تأليفات گرانقدرى كه از فراوانىاش كتابخانههاى جهان را پر كرده است نمىبيند . بلى ، آنان كه به خدا ايمان نياورند در گوشهايشان گرانى است و نسبت به اين مطلب آنها را نابينائى است ( 1 ) خدا تباه سازد بهرهء مؤلفى را كه اينست نمونهء كار او ، و خدا بشكند بينىاش را ، و عواقب شوم كارش را در اين دنيا قبل از عذاب آخرت گريبان گيرش كند .
گرفتارى بزرگ ما اين است كه اين مرد پر دروغ ( كه زائيدهء تمدن امروز است ) هر چه را از تأليفات شيعه نقل كند ، گاهى در نقل آن دروغ مىگويد مانند اينكه در شرح حال كلينى صفحهء 284 گويد : مىگويند قبرش را گشوده ، او را با لباسهايش و شكل و قيافه اش ديدند كه هيچگونه تغييرى نكرده و در پهلوى او كودكى بود كه هنگام دفن ، با او دفن شده بود . از اين رو بر مزارش مسجدى ساختند ، در پاورقى مىگويد در صفحهء 207 شمارهء 709 فهرست طوسى چنين آمده است ، ولى وقتى شما به فهرست شيخ طوسى مراجعه كنيد اثرى از اين گفتار نخواهيد يافت .
و گاهى سخن را از جاى خود تحريف مىكند و صورتش را دگرگون مىسازد ، چنان كه دربارهء زيارت مولانا امير المؤمنين صفحهء 80 كه از كافى كلينى جلد 2 ( 2 ) صفحهء 321 نقل كرده از پيش خود الفاظى افزوده كه به هيچوجه نه در
هامش
( 1 ) اقتباس از آيهء 43 فصلت : * ( وَالَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ فِي آذانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى .
( 2 ) و صحيح جلد 1 است .