اعلم فقال عاقر الناقة قال يا على اتدرى من اشقى الاخرين قال على ( ع ) اللَّه و رسوله اعلم قال ( ص ) : قاتلك يا على ( 1 ) .
ما نميدانيم ، وقتى كسى تا اينجا مخالفت پيامبر ( ص ) كند كه اشقى الاخرين او را ، پرهيزگارش نامد چه نوع وثاقتى در او پديد مىآيد كه مورد اعتماد بخارى وثوق او مىگردد ولى روايات اهل بيت پيامبر ( ص ) و حتى امام باقر و امام صادق ( ع ) نزد بخارى ، بىاعتبار است .
از اينرو بخارى ميان هزارها روايتى كه در منقبت و فضيلت مولا على بن ابيطالب ( ع ) و اهل بيت رسيده و ديگران آنها را نقل كردهاند ، جز سه چهار روايت بيشتر نياورده است ( 2 ) .
انحراف از كتاب و سنت در مورد حديث منحصر به بخارى نيست مطالعات عميقى كه در زمينه تاريخ و سيرت نبوى و حديث اسلامى اخيرا صورت گرفته ، پرده از روى جناياتى كه مقام خلافت و دستگاههاى رهبرى اسلامى بر سر حديث و سنت پيغمبر ( ص ) آوردهاند ، برداشت ، و معلوم ساخت قومى كه خود را باشعار حسبنا كتاب اللَّه از سنت بىنياز ميديدند و كسى را كه حديثى از پيغمبر نقل كند به شكنجه ، تبعيد و زندان تهديد مىكردند ، چه پيش آمد كه نقل و پخش حديث مورد توجه دستگاه خلافت واقع شد و براى استخدام حديث و محدث كه بود دستگاه خلافت از راه جعل و تزويز و دروغ . حديث بسازد به تلاش افتادند و بازار حديث سازى رونق گرفته ، و سوداگران حديث با نقل محصولات خود حربهء جديدى بدست خلفاى وقت ، براى كوبيدن دستههاى مخالف دستگاه دادند ، و حتى گاه
هامش
( 1 ) يا على آيا ميدانى اشقى الاولين كيست ؟ على ( ع ) گفت خدا و پيامبرش داناترند - فرمود پى كننده ناقه ( صالح ) يا على آيا ميدانى اشقى الاخرين كيست ؟ على ( ع ) گفت خدا و رسولش داناترند فرمود ( ص ) : كشندهء تو يا على ( به روايت طبرى نقل از احمد بن جنبل و ابن ضحاك و روايات بسيار ديگر مراجعه كنيد ( الامام الصادق 1 / 82 ) .
( 2 ) مراجعه كنيد به الغدير جلد 6 ص 294 - 297 تا به ماجراى جلوگيرى خليفه دوم از نقل و پخش احاديث واقف گرديد .