و نيز مانند حديث ذيل آيه مباهله كه نساءنا در آن حديث ، به فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها تفسير شده ، و به اين ايراد حديث را محكوم كردهاند كه ، غير از شيعه ديگران اين حديث را نقل نكردهاند ( 1 ) .
اصولا در نقل حديث چيزى جز صدق راوى و ضبط و وثاقت او معتبر نيست ، چنان كه اماميه روايت غير امامى را كه مورد وثوق باشد پذيرفته و اصطلاح موثق را براى آن به كار مىبرند . اگر افتخاراتيكه اهل سنت براى صحيحين و مخصوصا صحيح بخارى قائلاند ( 2 ) منوط به ميزان صدق و وثاقت آنست چرا براى ديگر كتب موثق حديث چنين اعتبارى قائل نيستند ، و اگر بخاطر امتيازى ديگر است آن امتياز كدام است ؟ بلى ما آن امتياز را يافتهايم امتياز بخارى در كتمان حقايق ، تعصب و دشمنى با اهل بيت پيغمبر و ناديده گرفتن روايات قطعى ، متواتر از مآخذ مورد اعتماد است .
بخارى در اسناد خود ، از نقل روايت بسيارى از علماى امت و اعلام حديث كه به خاندان پيغمبر ( ص ) منسوب بودهاند ، خوددارى كرده و بجاى آنها ، از معروفين به نصب و دشمنى اهل البيت ، از خوارج و ديگر دشمنان امير المؤمنين ( ع ) و خاندانش روايت نقل كرده است .
براى نمونه يكى از راويان مورد وثوق بخارى ، عمران بن حطان السدوسى بصرى متوفى 84 ه كه از رؤساى خوارج است ، كسى كه به دشمنى امير المؤمنين ( ع ) در مدح ابن ملجم مرادى گويد :
افتخار بر ضربتى كه از مردى پرهيزگار تنها بخاطر رضاى خداى بزرگ ، صورت گرفت . ( 3 ) يعنى درست كسى كه با اين روش روياروى پيامبر ( ص ) بمخالفت برخاسته آنجا كه فرمايد ( ص ) : يا على أتدرى من اشقى الاولين فقال ( ع ) اللَّه و رسوله
هامش
( 1 ) تفسير المنار ذيل آيه مباهله : فمن حاجك من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل
( 2 ) براى بررسى اين امتيازات بىحاصل مراجعه كنيد به كتاب ( الامام الصادق 1 / 77 ) .
( 3 ) يا ضربة من تقى ما اراد بها الا ليبلغ من ذى العرش رضوانا