و كاش من مىدانستم اين مطلب كه جعفر را از بزرگان اولياء إله گرفته و ابا يزيد بسطامى از او كسب فيض كرده ، از چه كسى گرفته است .
چيزى كه در كتب تراجم و شرح احوال رجال موجود است تنها اين مطلب است كه با يزيد بسطامى طيفور بن عيسى بن آدم متوفى بسال 261 ه نزد امام جعفر بن محمد الصادق ( ع ) تلمذ كرده ، و اين خود اشتباهى از نويسندگان شرح احوال است ، زيرا امام صادق ( ع ) در 148 ه وفات كردهاند و با يزيد متوفى در 261 يا 264 ه است و او را از معمرين ياد نكردهاند و شايد مقصود با يزيد بسطامى بزرگ طيفور بن عيسى بن شروسان زاهد باشد ( 1 ) بنا بر اين آن مرد در نسبت دروغيكه داده خبط بزرگى هم مرتكب شده است .
اما دربارهء « حسن بن الحسن المثنى » او كسى است كه با عموى مطهرش امام حسين ( ع ) به كربلا آمد و در ميدان كارزار جهاد كرد و به مصيبت گرفتار شد و بدنش پر از زخم و جراحت گرديد و چون خواستند سر او را از تن برگيرند در او رمقى يافتند ابو حسان اسماء بن خارجه خزارى دائىاش او را به كوفه برده معالجه كرد تا خوب شد ، آنگاه به مدينه پيوست . ( 2 )
براى نشان دادن عقيدهء شيعيان دربارهء او سخن بزرگ طايفه شيخ مفيد را در ارشادش بيان مىكنيم كه گفته : او بزرگوار ، رئيس قوم ، با فضيلت و با ورع بود ، و در زمان خود متصدى صدقات امير المؤمنين ( ع ) گرديد و او را با حجاج داستانى است كه زبير بن به كار ، آورده است . . . تا آخر و علامهء حجت سيد محسن عاملى ( كه آلوسى اين گفتارش را در رد اول نوشته ) او را از شخصيتهاى شيعه نام برده و در 21 / 166 و 184 شرح حال مفصلى براى او ذكر كرده است .
پس اين سخن كه رافضيان عقيده به ارتداد او از دين اسلام دارند تهمتى بيش نيست كه جبين انسانيت از آن شرمگين است .
هامش
( 1 ) مراجعه كنيد معجم البلدان 2 / 180 .
( 2 ) ارشاد مفيد ، عمدة الطالب .