و معتقدند حسن بن حسن مثنّى ، و فرزندش عبد الله محض و فرزندش محمد ملقب به نفس زكيّه ، از دين خدا ، خداى ناكرده مرتد شدند .
و نيز همين عقيده را دربارهء « ابراهيم بن عبد اللَّه » ،
و « زكريا بن محمد الباقر » ،
و « محمد بن عبد اللَّه بن الحسين بن الحسن » ،
و « محمد بن القاسم بن الحسن » ،
و « يحيى بن عمر » كه از اولاد « زيد بن على بن الحسين » است .
و نيز دربارهء جماعت حسنىها و حسينىها كه قائل به امامت زيد بن على بن الحسين بودند ، و ديگر كسانى كه مقام ما گسترش تعرض نام آنها را ندارد .
و اينان محدود كردهاند ، محبتشان را به عدهء ناچيزى از اهل بيت . هر فرقه اى از آنها تعدادى را دوست مىدارد و بقيه را لعن مىكنند . اين است محبت آنان نسبت به اهل بيت و اينست مودّت أقرباى رسول خدا ( ص ) كه از آن سؤال خواهد شد . ( ص 52 - 54 ) .
پاسخ - اينست رشته ى اوهامى كه آلوسى آن را حقايق پنداشته و خواسته است شهرت شيعه را بدان نازيبا و كريه ، جلوه دهد هر چند بر اثر نسبتهاى مجعولى باشد كه برخى از آنها از بن ساختگى و برخى ديگر ، دروغ محض است .
اما دربارهء « زيد بن على » شهيد ، و مقام قداستش نزد عموم شيعه ، ما حق سخن را ادا كرديم مراجعه كنيد ص 69 - 76 .
اما دربارهء « يحيى بن زيد » شهيد بن شهيد ، هرگز هيچ شيعه او را دشمن نمىدارد و مقامش بس بلند مرتبه است ، او يكى از قهرمانان مجاهد شيعه است او از پدر طاهرش روايت كرده كه امامان دوازده نفرند و آنان را به نام ، اسم برده و گفته است : اين پيمان معهودى است كه رسول خدا ( ص ) بما سپرده است ( 1 ) و او را شاعر اماميه ، « دعبل خزاعى » در تائيه مشهورش ، رثا گفته و آن را بر امام
هامش
( 1 ) منتخب الاثر فى الائمة الاثنى عشر .