تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
روان گرديدن است » . اينها سه نفر از اساتيد ابن رومى هستند كه نام برديم در مآخذى كه ما مراجعه كرده‌ايم استادى غير از اين سه كس براى او نمىشناسيم . با اين حال ما را اين مقدار بس است كه بدانيم : او به هر كيفيتى كه آموزش گرفته ، و معلمش هر كس بوده با بهرهء كافى از دانش زمانش بزرگ شده و از علوم قديم و جديد ، سهم بسزائي در شعرش آورده است . اگر معرّى نگفته بود : او در انديشه‌هاى فلسفى بسر مىبرد ، و اگر مسعودى نمىگفت : شعر براى ابن رومى ، كمترين وسيلهء معرفى اوست ، ما خود از شواهد پراكندهء سخنانش ، مىتوانستيم اين معنى را استنباط كنيم . سخنان ابن رومى فراوان و مكرر در اختيار است هر كاوشگرى كه به برخى از آنها دست يابد ، يقين مىكند ، گوينده اش از فلسفه آگاهى داشته ، و با اهلش به مصاحبت مىپرداخته ، و به كار آن سرگرم بوده ، بطورى كه در روش و انديشهء او اثر گذاشته است . بيش از اين هم از يك دانشجوى فلسفهء آن روز براى آموزش آن يا براى اينكه از دانشجويان آن محسوب شود ، نبايد كار ديگرى انتظار داشت . شما نمىتوانيد از كسى كه در فلسفه كار نكرده باشد يا نا آشناى به فلسفه و قياس منطقى و علم نجوم باشد چنين كلامى بشنويد : « براى اعلام دگرگونيهاى دنيا است كه طفل هنگام تولد گريه مىكند . و گرنه چيست باعث گريهء او در حالى كه دنيايش وسيعتر و زندگىاش مرفّه تر شده است » . در اينجا شواهد فراوانى بر توجه و آشنائى او به علوم و اصطلاحات علمى آورده كه براى اختصار از پرداختن به آنها صرفنظر مىكنيم .

نامه‌هاى ابن رومى

در اشعار همزيه ( كه آخر بيت به همزه ختم مىشود ) اشاره به مهارت خود در نويسندگى و شركت خود در ميدان نثر بليغ كرده و اين بيت در تأييد همين مطلب است :