ابن رومى از قتيبه روايت مىكند و قتيبه از عمر سكونى در كوفه و عمر از پدرش و پدر او از حسين بن ضحاك . پس مىتوان گفت روايت كردن ، همان درس از استاد گرفتن باشد ، زيرا ثعلب در سال 200 متولد شده و 21 سال از شاعر بزرگتر بوده است . امّا قتيبه ( كه مقصود ابو رجاء قتيبة بن سعيد بن جميل ثقفى محدث و دانشمند معروف باشد ) مىتواند از كسانى باشد كه بر ابن رومى املاى حديث كرده و شاعر ما از دست او آموزش گرفته باشد زيرا وقتى قتيبه از دنيا رفت ابن رومى هنوز بيست ساله نشده بود .
در گذشته اشاره كردهايم كه او نزد محمّد بن حبيب دانشمند بزرگ علم روايت انساب رفت و آمد داشت و خواهيم ديد كه او در بعضى از مفردات لغات ، به او مراجعه مىكرده . شرح اين مراجعات را خود در ديوانش آورده و روى آنها تكيه مىكند ، او بعد از اين بيت از اشعارش :
و اصدق المدح مدح ذى حسد
ملآن من بغضه و من شنف
صادقترين مدح ، مدح كسى است كه بر ممدوحش حسد مىبرد و از دشمنى نگاهش پر از خشم است .
گويد : محمّد بن حبيب مرا گفته است شنف خشمى است كه در ديده ظاهر گردد .
و بعد از اين بيت :
بانوا فبان جميل الصّبر بعدهم
فللدّ موع من العينين عينان
« آنها رفتند و شكيب و بردبارى هم از كف رفت و پس ، آنگاه اشگها از ديدگان روان گرديد » .
باز به او اشاره كرده گويد : در تفسير كلمهء عينان . از ابن حبيب روايت شده كه گفت :
عان الماء عينا و عينانا : اذا ساح .
« عان فعل ماضى يعين فعل مضارع آن مىشود و عين و عينان مصدر و به معنى