به يونان رسانده گفته است ، پس مرا پدر سياست ، « ساسان » نزاده است ، شايد مادرش از اصل ايرانى بوده و مىخواسته بگويد از طرف پدر و مادر هيچكدام ايرانى خالص نيستم و اين سخن بيشتر مورد قبول است زيرا با اينكه زبان فارسى مىدانست ولى مثل كسى نبود كه در دامن مادرى كه فقط به زبان فارسى حرف مىزند و غير فارسى نداند ، بزرگ شده باشد . وقتى مادرش از دنيا مىرفت او از جوانى به كهولت يا در شرف كهولت رسيده بود كه در شعرش گويد :
به من گويند آيا از بىشيرى گريه مىكنى با فاصله اى كه بين شيرخوارى تا كهولت است ؟ مىگويم :
او مادر است اى مردم از فراقش مىسوزم و كسى كه بر مادر مويه كند نه ملامت شده و نه خواهد شد .
امينى گويد : مادرش « حسنة » دختر عبد اللَّه سجزى است ( 1 ) و سجز يكى از شهرهاى ايران در خراسان است پس او فارسى خالص مىباشد .
برادر تنىاش « محمد ابو جعفر » از ابن رومى بزگتر بوده و قبل از او فوت كرد ، ابن رومى به ياد او اظهار درد و مصيبت مىكرد . وقتى برادر ابن رومى از دنيا رفت كه او در خدمت عبيد اللَّه بن طاهر يكى از بزرگان طاهريان بسر مىبرد . و از ديوان ابن رومى بدست مىآيد كه وى نيز مردى اديب و نويسنده بوده است .
بعد از مرگ برادر ، ابن رومى كسى را نداشت كه عائلهء او و برادرش را تعهّد كند مگر عده اى از دوستدارانش از بنى هاشم و بنى عباس كه گاهى به او مىرسيدند و گاهى هم او را فراموش مىكردند . و چنان كه از اين پس آشكار خواهد شد در عهد هاشميان آل ابيطالب بيش از عهد هاشميان آل عباس به او رسيدگى مىشد .
امّا پسر عم او كه در اين شعرش به دو اشاره كرده :
« من پسر عموئى دارم كه از قديم با كوشش فراوان براى من شرّ به پا مىساخت ولى او خود به آتش آن نمىسوخت » .
هامش
( 1 ) معجم مرزبانى