تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
موهاى سرت بودم » ( 1 ) . و آيا چگونه اهل سنت به انتشار اين مطالب كوبنده رضا ميدهند در حالى كه قرآن مودت و محبت عترت پيغمبر را واجب دانسته ( 2 ) و در ميان مسلمانان جاى ترديد نيست كه نشانه ايمان و نفاق در قانون پيامبر محبوب ، دوستى على و دشمنى اوست چنان كه حديثش را ذكر خواهيم كرد . و اين مورد اتفاق امت اسلامى است چنان كه در حديث غدير گذشت كه پيغمبر خدا دربارهء على فرمود : پروردگارا دوست بگير هر كس على را دوست بگيرد و دشمن بدار هر كس عليرا دشمن دارد . در حديث صحيح از پيغمبر ( ص ) چنين رسيده است : من احبّ عليا فقد أحبّني و من ابغض عليا فقد ابغضني و من آذى عليا فقد آذانى و من آذانى فقد آذى اللَّه . ( 3 ) و پيغمبر اكرم ( ص ) از جبرئيل آورده كه او خبر داده است « خوشبخت كامل كسى است كه على را در زندگى من و بعد از مرگ من دوست دارد و بدبخت كامل كسى است كه على را در زمان حيات و بعد از مرگ من دشمن دارد » ( 4 ) و چگونه اين مرد ندانست كه نسبت دشمنى بزرگترين مرد و زن عترت پيغمبر را ، به زنان او دادن هر گاه به دادگاه عدالت اسلامى عرضه شود و بخواهند با سخن پيغمبر اكرم ( ص ) دربارهء عترت كه فرمود « هيچكس آنان را دوست ندارد مگر كه پدرانش خوشبخت بوده و زادگاهش پاك باشد و هيچكس آنان را دشمن نميدارد
هامش
( 1 ) نزهة المجالس 2 ر 227 . ( 2 ) مراجعه كنيد 2 ر 206 ، 311 چاپ دوم متن . ( 3 ) استيعاب 2 ر 461 ذخائر العقبى 65 ، الاصابه 3 ر 103 ، نزهة المجالس 2 ر 207 ( كسى كه على را دوست دارد مرا دوست داشته و كسى كه على را دشمن دارد مرا دشمن داشته است و كسى كه على را آزار دهد مرا آزرده و كسى كه مرا بيازارد خدا را آزرده است » . ( 4 ) رياض النضرة 3 ر 215 ، فصول المهمة 124 ، مجمع الزوائد 9 ر 132 ، كنز العمال 6 ر 400 ، نزهة المجالس 2 ر 207 .