تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
و خارج شوم ( بگذاريد باز باشد ) پيغمبر ( ص ) فرمود : من اينها را دستور ندارم ، آنگاه درها را بست مگر در على را ، او گويد : و گاهى على با حال جنابت از آن مىگذشت . اين حديث را حافظ طبرانى در الكبير ، از ابراهيم بن نائلهء اصفهانى ، از اسماعيل بن عمرو البجلى ، از ناصح ، از سماك بن حرب از جابر نقل كرده و اسنادش اگر به خاطر ناصح صحيح نباشد ، حسن است . و نيز هيثمى در مجمع الزوائد 9 / 115 ، ابن حجر در القول المسدّد . 18 ، فتح البارى 7 / 12 و بدخشى در نزل الابرار 35 ، روايت كرده‌اند . 15 - سعد بن ابى وقاص گويد : پيامبر خدا ( ص ) ما را به بستن درهائى كه به مسجد گشوده مىشد و رها كردن در على ، امر فرمود . حديث نامبرده را احمد در مسند 1 / 175 نقل كرده است . ابن حجر در فتح البارى 7 / 11 گويد : احمد و نسائى آن را نقل كرده و اسنادش قوى است ، عينى در عمدة القارى 7 / 592 آن را ذكر كرده و اسنادش را قوى دانسته است . 16 - سعد بن ابى وقاص گويد : رسول خدا ( ص ) درهاى مسجد را بست و در على را گشود . مردم در اين باره بسخن آمدند . پيغمبر ( ص ) فرمود من آن را نگشودم ولى خدا گشود . ابو يعلى آن را نقل كرده گويد : موسى بن محمّد بن حسّان حديث كرده از محمّد بن اسماعيل بن جعفر بن طحّان و او از غسّان بن بسر كاهلى ، از مسلم ، از خيثمه ، از سعد ، ابن كثير از او در تاريخش 7 / 342 بدون خدشه در سند ، آورده است . 17 - سعد بن ابى وقاص : حارث بن مالك گويد : به مكه آمدم ، سعد بن ابى وقاص را ملاقات كرده گفتم : آيا شما منقبتى دربارهء على شنيده اى ؟ گفت : ما با پيغمبر ( ص ) بوديم كه شبانه بر ماندا آمد :