بزّار و طبرانى در اوسط روايت كرده و طبرانى افزوده است : گفتند يا رسول اللَّه ( ص ) درهاى ما همه را جز در على بستى ! ؟ فرمود من درهاى شما را نبستم ولى خدا بست .
11 - سعد بن مالك ابو سعيد خدرى گويد : سه چيز به على بن ابيطالب داده شد كه يكى از آنها را اگر به من ميدادند از دنيا و هر چه در آنست مرا بهتر مىبود پيامبر خدا ( ص ) روز غدير خم بعد از حمد و ثنا به او گفت . . . تا آنجا كه گويد :
روز خيبر على را در حالى كه ديدگانش رمد داشت و نمىديد ، آوردند . . . تا آنجا كه گويد : رسول خدا ( ص ) عمويش عباس و ديگران را از مسجد بيرون كرد . عباس او را گفت : ما را از مسجد بيرون ميكنى با اينكه ما بستگان مدافع تو و عموهاى توايم و على را ساكن مىكنى ؟ فرمود من شما را خارج ، و على را ساكن نكردم ولى خدا شما را خارج ، و او را ساكن كرد .
حاكم در مستدرك 3 / 117 اين حديث را آورده است .
12 - ابو حازم اشجعى گويد رسول خدا ( ص ) گفت : خداوند موسى را امر كرد مسجد پاكى بسازد كه هيچكس جز او و هارون در آن سكونت نكند و خداى مرا فرمان داد تا مسجد پاكى بنا كنم كه هيچكس جز من و على و فرزندانش در آن سكونت نكند .
سيوطى اين روايت را در خصايص 2 / 243 نقل كرده است .
13 - جابر بن عبد اللَّه گويد : شنيدم پيامبر خدا ( ص ) مىگفت : سدّوا الابواب كلَّها الَّا باب علىّ : « همهء درها را به بنديد مگر در على را و با انگشت خود بدر خانهء على اشاره مىفرمود !
اين حديث را خطيب بغداد در تاريخش 7 / 205 ، ابن عساكر در تاريخش كنجى در الكفاية 87 ، سيوطى در الجمع بنقل ترتيب او 6 / 398 ، نقل كردهاند .
14 - جابر بن سمرة گويد : رسول خدا ( ص ) دستور داد همهء درهاى مسجد را غير از در على بربندند ، عباس گفت يا رسول اللَّه به اندازه اى كه من تنها داخل
الغدير ( فارسي ) — صفحة 340
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٤٠