تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
را ببنديد مگر در خانهء على را ، كلابادى در معانى الاخبار و ابو نعيم و ديگران نقل كرده‌اند . 8 - عبد اللَّه بن عباس گويد : رسول خدا ( ص ) به على گفت موسى از پروردگارش خواست تا مسجدش را براى هارون و ذريه اش پاك كند ، و من از پروردگارم خواستم تا براى تو و ذريّه ات بعد از تو پاك گرداند . آنگاه به سوى ابوبكر فرستاد تا در خانه اش را به بندد ابو بكر گفت : انا للَّه و انا إليه راجعون و بعد به چشم و گوش اظهار طاعت و در خانه را مسدود كرد آنگاه به عمر چنين فرمان صادر كرد آنگاه بر فراز منبر رفته ، گفت : اين من نبودم كه درهاى شما را بستم و من نبودم كه در خانهء على را گشودم بلكه خداى درها را بست و خداى در خانه على را گشود . نسائى بنقل سيوطى اين روايت را ذكر كرده است . 9 - عبد اللَّه بن عباس گويد : وقتى رسول خدا ( ص ) اهل مسجد را برون و على را رها كرد ، مردم به گفتگو افتادند ، اين گفتار به پيغمبر ( ص ) رسيد . و او گفت : من از پيش خود شما را بيرون و على را رها نكردم ولى خدا شما را بيرون كرد و او را رها ساخت ، من بندهء امر برى بيش نيستم ، آنچه را مأمور شدم عمل مىكنم و من تنها پيرو وحيى هستم كه به من مىگردد . اين روايت را طبرانى ، و هيثمى در مجمع 9 / 115 ، و حلبى در السيره 3 / 374 نقل كرده‌اند . 10 - ابو سعيد خدرى سعد بن مالك : عبد اللَّه بن رقيم كنانى گويد ما در زمان جنگ جمل به مدينه آمديم ، سعد بن مالك آنجا بود ، او را ملاقات كرديم ، او گفت پيامبر خدا ( ص ) دستور داد درهائيكه به مسجد باز است به بندند و در خانهء على را به حال خود بگذارند . اين حديث را امام احمد از حجاج از فطر از عبد اللَّه بن رقيم نقل كرده است . هيثمى در مجمع 9 / 114 گويد : اسناد احمد نيكو ( حسن ) است . و نيز ابو يعلى ،