و گفتار او ( ص ) به عايشه :
كانى بإحداكنّ قد نبحها كلاب الحوأب . و ايّاك ان تكونى أنت يا حميراء ( 1 ) گويا مىنگرم يكى از شما را كه سگهاى عوأب بر او بانگ زنند ، بر حذر باش عايشه ، كه آنكس تو نباشى .
و سخن پيامبر ( ص ) به عايشه : اى حميرا ، گويا مىبينمت ، سگهاى محلهء حوأب ترا بانگ زنند ، تو با على در حالى كه بر او ستمگر باشى به كشتار پردازى ( 2 ) .
و گفتار رسول اكرم ( ص ) به او : بنگر اى حميرا ، تو آنكس نباشى ( 3 ) .
و در بيان ديگرش ( ص ) خطاب به على ( ع ) : اگر گوشه اى از كار عايشه را بدست گرفتى بر او ارفاق كن ( 4 ) .
و بيان ديگرش ( ص ) كه فرمود : پس از من قومى به كشتار با على خواهند پرداخت ، اينان بر وى خدا شمشير مىكشند ، هر كس از شما نتواند به دستش با آنها بجنگد بايد به زبان و هر كسى نتواند به زبان بايد بقلبش با آنها مبارزه كند ، راه ديگرى در پيش نيست .
اين حديث را طبرانى به نقل مجمع الزوائد 9 / 134 و كنز العمال 6 / 155 نقل كرده و در 7 / 305 كنز العمال از طبرانى ، ابن مردويه و ابى نعيم هم روايت كرده .
به حذيفة اليمان گفتند : ما را از رسول خدا ( ص ) حديثى كه شنيده اى بازگوى ، گفت اگر چنين كنم مرا سنگسار كنيد . گفتيم : سبحان اللَّه ؟ ! گفت اگر
هامش
( 1 ) الامامة و السياسة 1 / 56 ، تاريخ يعقوبى 2 / 157 ، جمع الجوامع بر طبق ترتيب او 6 / 84 با تأييد صحت حديث .
( 2 ) عقد الفريد 2 / 283 .
( 3 ) حاكم در مستدرك 3 / 119 ، بيهقى از ام سلمه ، مراجعه كنيد مناقب خوارزمى 107 الاجابه زركشى 11 ، سيره زينى دحلان 3 / 194 ، المواهب قسطلانى 2 / 195 ، شرح مواهب زرقانى 7 / 216 .
( 4 ) مراجعه كنيد عينا به مدارك نامبرده در شماره 3 .