تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
جايگزين كنندهء خود نبىّ اعظم ( ص ) بود ، براى اين مرد فرصت آشنائى با مقام منيع و فضائل بلند پايه آنحضرت را ، از راههاى علم و عمل على دست نداده است ، زيرا دشمنى نفرتزا ، ديدگانش را نابينا كرده و او را از كاخ رفيع حق به پرتگاه پستى فرو انداخته است . من شگفتم همه ، از بى اطلاعى او از حديثى است كه حفّاظ و پيشوايان حديثش ، در اين باره روايت كرده‌اند . ولى چه بايد كرد او از مردمى است كه چشم دارند امّا با ديدگان خود نمىنگرند . ما مىدانيم در دل او چه وسوسه هائى مىگذرد . هدف اين مرد ، از حكم قطعى به نفى حديث ، فريب كارى و گمراهى امّت ، نسبت به حقيقت ، و تصحيح جنگهاى خونين طرفين بواسطهء رأى و اجتهاد است تا بتواند بگويد امير المؤمنين با هم نبردهاى خود ، در رأى و اجتهاد برابرند و اين هر دو ، مجتهد بوده‌اند و رأى آنها چه صواب و چه خطا ، براى آنان الزام آور است چيزى كه هست براى كسى كه درست كار باشد دو پاداش و براى خطا كار يك پاداش بيشتر نيست . غافل از اينكه محقّق هشيار ، مشت اين فريبكاران را باز مىكند و دست تحقيق ، خفتهء مصيبت زده را بيدار مىكند ، و خامهء حقيقت نميگذارد امت اسلامى را به هر سو بىهدف بكشانند ، آنان را هشدار ميدهد كه اجتهاد آنان ( اگر اين رؤيا درست باشد ) اجتهاد ، در مقابل نصّ گوياى نبوى است .
كاش مىدانستم چگونه اين امر بر كسى پوشيده ميماند ؟ و چگونه احدى را مىرسد خود را به نادانى بزند ؟ و حال آنكه در برابر گروه‌هاى علمى ، سخن پيغمبر ( ص ) به همسرانش قرار دارد كه ميگويد : أيّتكنّ صاحبة الجمل الأدبب - و هو كثير الشّعر - تخرج فينبحها كلاب الحواب يقتل حولها قتلى كثير و تنجو بعد ما كادت تقتل ( 1 )
هامش
( 1 ) بزار ، ابو نعيم ، ابن ابى شيبة ، ماوردى در اعلام 82 ، زمخشرى در الفائق 1 / 190 ، ابن اثير در النهاية 2 / 10 فيروز آبادى در قاموس 1 / 65 ، الكنجى در « الكفاية » 71 ، قسطلانى در المواهب اللدنيه 2 / 95 ، شرح زرقانى 7 / 216 هيثمى در مجمع الزوائد 7 / 234 روايت كرده‌اند هيثمى گويد : آن را بزار روايت كرده و رجالش مورد وثوق است سيوطى در جمع الجوامع به نقل كنز 6 / 83 . حلبى در سيره اش 3 / 313 ، زينى دحلان در سيره اش 3 / 193 در حاشيه سيره حلبيه و الصبان در الاسعاف 67 ، آن را نقل كرده‌اند .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 313 | جمعي از مترجمين / جمال موسوي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)