انّك تقاتل عليّا و أنت ظالم له ( 1 )
و به اين حديث امير المؤمنين ( ع ) بر زبير در روز جمل احتجاج فرموده ، گفت : آيا بخاطر دارى پيغمبر خدا ( ص ) به تو فرمود : تو با من در حالى كه بر من ستمگرى ، نبرد خواهى كرد ؟ گفت : بلى .
اين حديث را حاكم در مستدرك 3 / 366 روايت كرده و او و ذهبى هر دو به صحتش اعتراف نمودهاند ، و بيهقى در الدلائل ، ابو يعلى ، ابو نعيم ، و طبرى در تاريخش 5 / 200 ، 204 ، ابو الفرج در اغانى ، 16 / 131 ، 132 ، و ابن عبد ربه در عقد الفريد 2 / 279 ، مسعودى در مروج الذهب 2 / 10 ، قاضى در شفا نقل كردهاند .
و ابن اثير در كامل 3 / 102 ، ابن طلحه در المطالب 41 ، محب الدين در رياض 2 / 173 ، هيثمى در مجمع 7 / 235 ، ابن حجر در فتح البارى 13 / 46 ، قسطلانى در مواهب 2 / 195 ، زرقانى در شرح المواهب 3 / 315 ، خفاجى در شرح الشفا 3 / 165 و شيخ على قارى در شرحش حاشيهء شرح خفاجى 3 / 165 .
و اين كلمات اصحابست كه در لابلاى كتابها و تراجمشان پراكنده ، نشان اين حقيقت است كه پيامبر اكرم ( ص ) اصحابش را به يارى امير المؤمنين در اين جنگها ترغيب ميكرد و آنانرا به نبرد همراه او فرا ميخواند و ديدبانان اصحابش را به جنگ با ناكثين و قاسطين و مارقين امر ميكرد اكنون اين اصحاب را نام ميبريم تا آنان را بهتر بشناسيم :
1 - ابو ايوب انصارى آن صحابى بزرگ . ابو صادق گويد : ابو ايوب وارد عراق شد ، قبيلهء ازد براى او پروارى هديه فرستاد ، و آن هديه وسيلهء من ارسال شد .
وقتى من بر او وارد شدم ، سلام كرده ، او را گفتم : خداوند ترا به مصاحبت
هامش
( 1 ) تو با على به نبرد برخيزى در حالى كه نسبت به او ستمگرى .