روايت سوم - پيغمبر ( ص ) در يكى از خطبه هايش فرمود :
ايها الناس من شما را به دوستى ذو القرنين اين امت : برادر و پسر عمّم على بن ابيطالب سفارش ميكنم ، او كه دوستش ندارد مگر مؤمن و دشمنش نگيرد ، مگر منافق .
مناقب احمد ، رياض النضرة 2 / 214 ، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 2 / 451 ، تذكرة السبط 17 .
روايت چهارم - از ابن عباس گويد : پيامبر خدا ( ص ) به سوى على نظر افكنده ، گفت :
لا يحبّك الَّا مؤمن و لا يبغضك الَّا منافق
حافظ هيثمى در مجمع الزوائد 9 / 133 آن را نقل كرده است .
از احاديثى كه امير المؤمنين ( ع ) روز شورى بدان استشهاد كرد يكى همين حديث است كه گفت : شما را به خدا سوگند مىدهم آيا در ميان شما كسى هست كه پيغمبر ( ص ) به او گفته باشد دوستت نميدارد مگر مؤمن و دشمنت نمىشود مگر منافق ، كه او غير از من باشد ؟ همه گفتند نه ( 1 ) .
اين بود ، آنچه ما از طريق اين حديث در دسترس داشتيم ، شايد آنچه را ما نتوانستيم بدان دست يابيم بمراتب بيشتر باشد ، شايد شما بعد از اينها همه ، ترديدى نداشته باشيد كه هر گاه حديث متواترى وجود داشته باشد كه آدمى قطع به صدورش از مصدر رسالت داشته باشد ، يكى همين حديث است ، يا يكى از ظاهر - ترين مصاديقش همين حديث است . چنان كه بعد از اينها همه ، ديگر ترديد نخواهيد كرد كه امير المؤمنين ( ع ) به حكم اين حديث وارده ، ميزان سنجش ايمان ، و مقياس هدايت ، بعد از رسول خدا ( ص ) است . و اين وصف ويژهء اوست كه از امامت مطلقه .
منفك نيست .
هامش
( 1 ) به احاديث منا شده ج 2 ص 2 - 8 مراجعه كنيد .