تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
پاكيزه نگردانيد كه بعد از رسول خدا او بزرگ آن خاندان باشد ؟ آيا كسى وجود دارد غير از او كه به نص قرآن كريم نفس رسول اللَّه باشد ؟ آيا چه كسى خود را در ليلة المبيت جز او به رضاى خدا فروخته است ؟ آيا كسى از مؤمنان وجود دارد كه مانند رسول خدا به نفس آنان از خودشان اولى باشد غير از او ؟ نه و اللَّه . احاديث شيعه در همهء اين مطالب متواتر است و اين احاديث است كه شيعه را ملزم به اعتراف به اينهمه فضيلت براى على كرده است . ولى شيعه چون با ديگران در مقام استدلال بر آيد به احاديث اهل سنت استدلال مىكند زيرا دليل بايد براى طرف مقابل ، الزام آور باشد بدون اينكه شيعيان در مقام ثبوت و واقع احتياج به اين ادله داشته باشند . و در حقيقت روش رسمى استدلال همين است نه روشى كه علماى اهل سنت مىپيمايند كه در تمام موضوعات به كتب علماشان و احاديثشان استدلال مىكنند كه خارج از اصول محاجّه و مناظره است . و كاش من ميدانستم ميان عدالت و ايمان على و ايمان و عدالت ديگران چه ملازمه اى وجود دارد ؟ آيا آنان را با على نفس واحدى مىپندارد كه آن نفس قابل تبعيض نيست و يا گمان مىكند روح واحدى بر همهء آنها جريان دارد ، و از يك ايمان يا كفر متأثراند ؟ و آيا اين ملازمه ابتكارى مولود ابن تيميه ، بر اصحاب و تابعين شيعى و بعد از آنها بر پيشوايان شيعه از ائمه ، علماء بزرگان آنها در قرون گذشته با مناظرات و استدلالها و احتجاجهاى مذهبى فراوانشان در مجالس و محافل ، مخفى مانده يا مخالفانشان در دفاع از رجال و مبادىشان ، آن را فراموش كرده‌اند ؟ ! اينها همه ، هيچكدام نبوده است ، تنها اين مرد خوشش مىآيد رافضيان را به مسيحيان تشبيه كرده باشد و بين على و ايمان معاويهء حقه باز ، و يزيد فاسق و فاجر ، و جنايتكاران مستبد بنى اميه و هتّاكان بنى عباس ، رابطه برقرار سازد . و اين را نهايت درجه علم ، دين ورع و ادب خود ميداند .