تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
« براى شما به خدا سوگند ياد مىكنند تا رضايت شما را جلب كنند » . مردى از منافقان گفت به خدا سوگند اينان از نيكان و اشراف مايند و هرگاه آنچه محمّد مىگويد حقيقت داشته باشد بايد اينان از الاغها بدتر باشند ، يكى از مسلمين اين جمله را شنيد و گفت : به خدا سوگند آنچه محمّد مىگويد حق است و تو بدتر از الاغى . مرد شكايت او را نزد پيامبر برد و پيغمبر او را احضار كرد ، فرمود : براى چه اين سخن را بر زبان راندى ؟ او شروع به لعن و نفرين كرد و به خدا سوگند خورد كه من چنين نگفته‌ام . مرد مسلمان گفت خدايا ، راستگو را تصديق ، و دروغگو را ، تكذيب كن . اين آيه آمد . تفسير قرطبى 8 / 193 ، تفسير ابن كثير 2 / 366 12 - گويد : رافضيان نمىتوانند ايمان على و عدالتش را ، و اينكه او از اهل بهشت است ثابت كنند تا چه رسد به امامتش ، مگر وقتى كه امامت ابوبكر ، عمر و عثمان را بپذيرند زيرا اگر بخواهند اين امتيازها را براى على ثابت كنند ، دليلى با آنها موافق ؛ نمىشود چنان كه مسيحى اگر بخواهد نبوت مسيح را ثابت كند بدون پذيرفتن دين محمّد هيچگونه دليلى با او همراه نخواهد بود . جلد اول ص 162 منهاج السنه پاسخ - اى روزگار من هر روز ترا با شگفتىهاى تازه ترى مىبينم ! كاش مىدانستم چه موقع ايمان و عدالت على ، احتياج به برهان و استدلال پيدا كرده است ؟ و او در چه زمانى كافر بوده تا موضوع ايمان آوردنش مطرح باشد ؟ و آيا در آغاز اسلام براى پيغمبر برادرى كه با او همكارى كند غير از على كسى بود ؟ آن وقتى كه ديگران كه نام آنها را برده ، هنوز اسلام نياورده بودند . آيا اسلام بدون شمشير و نيزهء او مىتوانست بر پاى خود به ايستد ؟ آيا لشگر شرك جز بر اثر قدرت و صولت او ممكن بود منهزم شود ؟ آيا زنگار شبهه و كفر جز به بيانات و براهين او زدوده شد ؟ آيا خداى بزرگ كعبهء بيت الحرام را از آلودگى بتها ، جز بدست شريف او پاك گردانيد ؟ آيا خدا در قرآن خاندانى را از پليدى