11 - مىگويد : رافضيان را در اين عقيده خلافى نيست كه خورشيد براى على بن ابى طالب دوبار بازگشته است ، آيا بى آبروئى ، پرروئى ، بى آزرمى ، و جرأت بر دروغگوئى ، با نزديكى به عهد پيغمبر ، و كثرت مردمى كه بايد آن را ديده باشند ، از اين بيشتر هم ممكن است ؟ !
در جاى ديگر 5 ر 3 كتابش پس از نقل پاره اى از خرافات مىگويد : ميان كسى كه به يكى از اين خرافات معتقد باشد و رافضيانى كه مىگويند دوبار خورشيد براى على بن ابى طالب بازگشته ، فرقى نيست .
و در جاى ديگر 2 ر 78 گويد : كمترين غلو رافضيان اين است كه مىگويند خورشيد دوبار براى على بن ابيطالب بازگشته است .
پاسخ - ممكن است خواننده با درشتخوئىهاى اين مرد ، پندارد كه عقيدهء به بازگشت خورشيد به خاطر على بن ابيطالب ، تنها از خصوصيات شيعه است و اعتقاد به چنين امر ، سخنى زننده و بىدليل است كه اسلام معتقدش را قدر و حرمتى نمىنهد و يا او را شايستهء دشنام و نسبتهاى زشت مىداند ، و هيچ فكر نكند كه اين بدگوئيها و حملات ناجوانمردانه ، همه عارى از حقيقت ، خالى از صحت ، و دور از سنت پيغمبر است .
هر چند ادب و تربيت تشيع ما را از بدگوئى و مقابلهء به مثل باز مىدارد ، ولى بما اين حق را مىدهد تا در برابر خواننده حقيقت را مجسّم سازيم و او را بر حق مطلب و راويان حديث ، و معتقدانش ، واقف سازيم ، تا در برابر چشم خود ، بى آبروئى ، پر روئى ، بى آزرمى و تجرى بر دروغ را به بيند . ما مىگوئيم :
حديث « رد الشمس » را ، گروهى از حافظان موثق به اسناد فراوانى نقل كردهاند كه گروهى از كارشناسان حديث پاره اى از آن اسناد را « صحيح » تلقى مىكنند و پاره اى ديگر آن را « حسن » تعبير كردهاند و بر كسانى كه بر آن ايراد گرفته و اسنادش را ضعيف مىدانند ، سخت به انكار و مخالفت بر خاستهاند . اين منكران صحت