تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
دانش پويد ، نشايد از حديث اسماء كه از رسول خدا نقل كرده سرپيچى كند زيرا اين حديث از بزرگترين علائم نبوت است ( 1 ) . 3 - « محمّد بن حسين ازدى » متوفى 277 در كتاب خود « فى مناقب على » ( رضى اللَّه عنه ) پس از ذكر حديث صحتش را به نقل ابن نديم و كورانى ، اعتراف كرده است مراجعه كنيد به لسان الميزان 5 ر 140 . ( امينى گويد ) گمان مىكنم كتاب مناقب ازدى غير از كتابى است كه به حديث « رد الشمس » اختصاص داده است . 4 - حافظ « ابو بشر محمّد بن احمد دولابى » متوفى 310 در كتاب خود « الذريّة الطاهره » حديث را نقل كرده است ، متن حديثش را با اسناد آن به زدودى نقل خواهيم كرد . 5 - حافظ « ابو جعفر احمد بن محمّد طحاوى » متوفى 321 در « مشكل الاثار » 2 ر 11 حديث را به دو لفظ آورده و گفته است « اين دو حديث هر دو ثابت ، و روات آن مورد وثوقاند » . ( امينى گويد ) تصديق به صحت حديث و قاطعيت آن از ابى جعفر طحاوى در كتب قوم مانند شفاى قاضى و ديگران به تواتر رسيده است و ما به همين زودى بتصريحات آنان ميپردازيم ولى دست امين چاپ كه بايد وديعه‌هاى اسلامى را حفظ كند ، آن را از كتاب « مشكل الاثار » تحريف كرده است بايد گفت زنده باد امانت . 6 - حافظ « ابو جعفر محمّد بن عمرو العقيلى » متوفى 322 كه در جلد دوم ترجمه ص 5 ، شرح احوالش گذشت . 7 - حافظ ابو القاسم طبرانى متوفى 360 شرح حالش در 1 ر 173 گذشت ، در كتاب معجم بزرگش حديث را نقل كرده است .
هامش
( 1 ) حافظ طحاوى در مشكل الاثار 2 ر 11 حديث را از اسماء نقل كرده و گروهى بسيار از او پيروى كرده‌اند كه خواهيم ديد .