اين مطالب پيش همهء شيعيان معروف است ولى اين مرد به آنها هيچ توجه نكرده و هنگام تأليف كتابش حتى احتمال نمىداده است كه در نسلهاى آينده كسى كه اهل تحقيق باشد به دنيا بيايد و مشت او را باز كند ، و مردم را بر حقيقت امر واقف سازد ، از اين رو بىمهابا تهمت مىزند و از روز حساب و رسوائى قيامت كه در پيش دارد نمىهراسد .
كاش من مىدانستم وقتى از او بپرسند از چه موقعى ، شيعه امامت جنين را پذيرفته است ، او چه پاسخ مىگويد ؟ كدام شيعه اى به امامت جنين كه هنوز از شكم مادر بيرون نيامده قائل شده است ؟ و اين كدام جنين است كه شيعه ، به امامتش عقيده مند شدهاند ؟ ، چه كسى آن را براى او نقل كرده ؟ و او از چه كسى آن را شنيده است ؟ بلى حقيقت اين است كه : « اهريمنان الهام بخش دوستان خويشند » ( 1 ) .
7 - مىگويد : دوستى پيغمبر ( ص ) نسبت به كسى ، فضيلتى براى او به حساب نمىآيد ، زيرا پيغمبر عمويش را هم كه كافر بوده ، دوست مىداشت ( ص 123 ) و در ص 124 مىگويد :
هر چند رسول خدا ، ابو طالب را دوست مىداشت ولى خداوند او را از اين دوستى نهى كرد ، و دشمنىاش را بر او واجب گردانيد .
پاسخ - پيغمبر با همهء اصرار و تأكيدى كه نسبت به صلهء رحم داشت ، كفر را هر چند پيوند خويشاوندى قومى باشد مانع آن مىدانست ، از اين رو بر ابو لهب خشم گرفت و علنا از او بيزارى جست و بيزارى خود را از او در يك سورهء مستقل اعلام كرد . و بند اسارت را از عمويش عباس و پسر عمويش عقيل بر نگرفت مگر وقتى كه آنان آشكارا تظاهر به اسلام كردند با اين حال حكم فديه را بر آنها جارى ساخت و ميان دخترش زينب كه مسلمان شده بود و همسرش ابى العاص كه كافر بود در تمام
هامش
( 1 ) اقتباس از آيه 121 ، انعام .