اين است آنچه ما از شيعه مىشناسيم ، اگر شباهت به يهود دارد شيعه با اين عده از پيشوايان اهل سنت كه نام برديم ، در اين امر يكسانند ، ولى « اندلسى » ( صاحب عقد الفريد ) جانب اصحابش را محترم مىدارد و تنها شيعه را به يهود تشبيه مىكند . در اين صورت از چند حال بيرون نيست ، يا فقه قوم خود ( اهل سنت ) را نمىداند ، تا چه رسد به فقه شيعه ، و از آراى علماى خود در اين مسئله بى خبر است ، يا مىداند و عمدا دروغ مىگويد ، يا معنائى خارج از آنچه ذكر شد ، قصد كرده است كه نه ما آن را مىشناسيم و نه كسى را از شيعه خبر داريم كه به چيزى غير از آنچه گفتيم معتقد باشد .
و چيزهائى كه در اين مسئله غير از عقيدهء شيعه مىخوانيد يا مىشنويد ، همه از بدعتهائى است كه بعد از پيغمبر اكرم ظاهر شده ، و كتاب و سنت از آن خالى است و باعث آن ، هواهاى گمراه كننده بوده است كه بعدا مردم آن را پسنديده و جزو دين كردهاند ، و سپس خليفهء دوم آن را امضاء كرده است . مطلبى كه بيان گرديد صريح روايت « مسلم » ( 1 ) ، « ابو داود » ( 2 ) ، و « احمد » ( 3 ) از ابن عباس است كه گفت :
در عهد رسول خدا و ابو بكر و دو سال اول خلافت عمر ، سه طلاق ( در يك مجلس ) ، يكى به حساب مىآمد ، عمر بن الخطاب گفت : مردم در امرى كه مهلت داشتند تعجيل كردند ، خوب است ما هم تعجيل آنها را براى ايشان امضاء كنيم ، و امضاء كرد .
مسلم و ابو داود به اسناد خود از ابن طاوس و او از پدرش نقل كردهاند كه :
ابا الصهباء به ابن عباس گفت : آيا مىدانى سه طلاق در عهد پيغمبر و ابو بكر و سه سال از خلافت عمر يكى بود ؟ ابن عباس گفت : بلى .
مسلم به اسناد ديگر ، آورده ، كه ابا الصهباء به ابن عباس گفت : آيا سه طلاق در عهد پيغمبر و ابو بكر يكى نبود ؟ ابن عباس گفت چنين بود ، هنگاميكه
هامش
( 1 ) صحيح مسلم 1 ر 574 .
( 2 ) سنن ابى داود 1 ر 344 .
( 3 ) مسند احمد 1 ر 314 .