تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
را به شيعه نسبت دهند كه پيشوايانشان از آن بيزار باشند . 4 - مىگويد : يهوديان سه طلاق را بى اعتبار مىدانند همچنين رافضيان . پاسخ - شيعه را نمىرسد از شعاع رهبرى قرآن خارج شود در حالى كه قرآن با بانگ رسايش فرياد مىزند : * ( الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ ) * . تا آنجا كه گويد : * ( فَإِنْ طَلَّقَها فَلا تَحِلُّ لَه مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَه . ) * ( 1 ) « طلاق براى دو بار است آنگاه يا بايد او را با نيكى و مهربانى نگهدارد يا او را با خوشرفتارى ، رها سازد . . . پس هرگاه او را ( براى بار سوم ) طلاق داد براى او ديگر حلال نخواهد شد تا همسر ديگرى جز او ، او را به ازدواج آورد » . از واضحترين مسائل اينستكه تحقق دو دفعه يا سه دفعه ، لازمه اش تكرار وقوع طلاق است ، چنان كه لازمهء تكرار طلاق ، رجوع در عده ، يا عقد ازدواج بعد از عدّه است . از اين رو با يك جمله ، يا در يك مجلس ، اگر كسى را طلاق دادند ، نمىگويند او را چند بار طلاق داده‌اند ، چنان كه اگر حسن دو تومان به حسين در يك بار داد نمىگويند حسن دو بار به حسين پول داده است اين مطلب را هر كس كه به دستور زبان آشنا باشد ، به خوبى مىفهمد . گذشته از اين ، سياق آيه هر چند صورت خبرى دارد ، ولى متضمن معنى انشاى امرى ميباشند مانند قول خداى متعال : * ( وَالْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ ) * . « مادران دو سال تمام فرزندانشان را شير ميدهند » :
هامش
( 1 ) بقره 229 .