انّى تارك فيكم الثّقلين او الخليفتين : كتاب اللَّه و عترتى اهل بيتى و انّهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض :
من در ميان شما دو چيز گرانقدر يا دو جانشين بجاى مىگذارم : كتاب خدا و عترتم :
اهل بيتم ، همانا ايندو هيچگاه از يكديگر جدا نخواهند شد تا در حوض كوثر به من باز گردند .
در موضوع حديث ثقلين شعر ديگرى نيز در مناقب 5 ر 18 از او نقل شده .
يا آل حاميم الَّذين بحبّهم
حكم الكتاب منزّل تنزيلا
كان المديح حلى الملوك و كنتم
حلل المدائح غرّة و حجولا
بيت اذا عدّ المآثر اهله
عدّوا النّبيّ و ثانيا جبريلا
« اى آل حاميم كه بدوستى شان كتاب آسمانى ، نازل گرديده است ! »
« مدح و ثناگويى زيور پادشاهان است ولى شما خود زيور مدح و ثنا از لحاظ درخشندگى و صفاييد » .
خاندانيكه وقتى امتيازات اهلش را بشمارند پيغمبر را اول و جبرئيل را دوم نام مىبرند .
« گروهى كه چون در صف آرائى شمشير حمايل سازند به دو قسمت خليفه و و پيغمبر تقسيم ميشوند » .
« آنان كه بتربيت آيات قرآن بزرگ شدند و تا زمانى كه سالمند شدند از آن دست نكشيدند » .
« دو وزنهء گرانبهائى كه از هم جدا نميشوند تا از سوز تشنگى به حوض كوثر برسند » .
« و اين هردو جانشينان بر مردمند باستشهاد سخن كسى كه از هر گوينده اى راست گوتر است » .
و نيز اين چند شعر از اوست :