تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
را به طرب آورد اگر از جنايت شبها نمىترسيدم به هر دو دست جوانمردى را محكم ميگرفتم . دربارهء طاهريان در روزگارى كه خانه هاشان خراب و فروغ و بهجتشان مبدل به ويرانى شده بود ، در حالى كه بر ويرانه‌هاى آنان عبور كرده ، گويد : به خانه‌هاى طاهريان كه مراكز خوشى و مسرت بود عبور كردم دگرگونى روزگارشان را در سرعت به قوس قزح ( رنگين كمان ) تشبيه كردم كه نورش مدتى كوتاه در آسمان تافت و ديرى نپائيده محو و نابود گرديد . بيهقى در « المحاسن و المساوى » جلد اول 75 اشعار زير را به او نسبت داده : هواى نفسم را مخالفت كردم و از زنها كناره گيرى نمودم در نتيجه دارو بودم ، درد شدم . تا مرگ هست هيچ چيز قابل انس و علاقه نيست ، صداى آهوان ، كه در معرض شكارند پاسخ ردّ آنانست مرا با صبرى كه بر مشكلات دارم رها كنيد كه من با نيروى شكيب به آسمان و زمين دست يافتم اگر روزگار سر خود را برگرداند ، از من نيز روزگار پيچ و تابها ديده است . موقعى كه پاى شراب بميان آيد ما بر روى اسبان به نوشيدن خون دشمنان باشيم . ما با نسب شريفمان به آسمان بلند رسيده‌ايم و اگر آسمان نبود از آن هم عبور ميكرديم . از بزرگى ما ترا اين بس كه با نيكو برگزارى شدائد . سختىها را ميشكافيم - ثناى جميل از آن پدران ما است و ياد على ( ع ) زينت بخش هر مدح و ثنا است وقتى سخن از مردم بميان آيد ما در بين مردم پادشاهانيم و آنان بردگان و كنيزكان گروهى مرا هجا گفتند و من هجاشان نگفتم زيرا كه خدا براى من هجا گوئى
الغدير ( فارسي ) — صفحة 121 | جمعي از مترجمين / جمال موسوي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)