بر دلم و از جنايتى كه بر تو روا داشتند بر جگرم سنگينتر نيامد
به نابودى بگو هيچكس را باقى نگذارد و بمرگ بگو تا هر كس را دوست دارى قصد كن .
زمانه بعد از فراق او دگرگونه شده ، و كار زندگى بجدائى و سختى كشيده شده است .
در مورد نسب على بن جهم سامى - يكى از شعراى منحرف از على امير المؤمنين ( ع ) كه اظهار دشمنى ميكرد و ديگران در نسب او طعن زده و عده اى او را از دودمان سامة بن لوىّ بن غالب دانستهاند ، گويد :
سامة خودش از ما است ولى وضع فرزندانش نزد ما روشن نيست
كسانى كه نسبتهاى خود را برخ ما ميكشند در بستر خواب رؤياهاى خرافى مىبينند
من به آنها ، مانند سخن پيامبر را كه همهء سخنانش محكم است گفتم :
اگر چيزى از تو سؤال كردند كه آن را نمىدانى بگو خداى آگاهتر است
و نيز دربارهء او گويد :
اگر در پناه نضر يا معدّ باشى و يا خانهء خدا را بطور كامل مهد پرورش خود قرار دهى
و زمزم را مشروب دائم خود و اخشبين ( 1 ) را توقفگاه و مبدء خود بدارى
با اينهمه چيزى از قريش جز فاصله پيدا نمىكنى و جز سخندانى نادان نخواهى بود
ثعالبى در ثمار القلوب 223 ابيات زير را از او نقل كرده :
روزى كه چشمم به او در كمال نعمت و رفاهيت روشن گردد
گفتههاى شيرينش مرا از زندگى با ديگران پشيمان ساخته ، مودبانه دستهايم
هامش
( 1 ) نام دو كوه است كه به مكه احاطه دارند : يكى ابو قبيس و ديگرى كوه سرخ كه رو به قعيقعان دارد .