تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
گفت كه بهترين شاعر در بين برادرانش معرفى شد و كنيه اش ابا الحسين بود . همين نويسنده در شرح حال سيد رضى به مناسبتى از حمّانى ياد كرده گويد : او تا امروز بهترين شاعر قريش است و كافى است قريش را كه در آغاز امر شعراى نامدارى چون : « حرث بن هشام » ، « عبلى ، » و « عمر بن ابى ربيعه » داشت و در آخر كارش تا اين زمان « محمّد بن صالح موسوى » و « على بن محمّد حمّانى » را دارد . « رفاعى » در « صحاح الاخبار » ص 40 او را چنين معرفى مىكند : او آقائى بزرگوار ، نافذ ، و دلير است ؛ و شاعرى مبتكر و سخنورى بليغ . از علم و شعرش ، سهل بن عبد اللَّه بخارى نسابهء معروف در كتاب سرّ السلسله با مدح و ثنا ياد كرده و صاحب « بحر الانساب المشجر » در آنكتاب و بيهقى در « لباب الالباب » و ابن المهنّا در عمدة الطالب 269 به نيكى از او ذكر كرده‌اند ، ابن مهنا به ديوان شعر مشهورش نيز اشارت كرده است . حموى در معجم الادبا 5 ر 285 در شرح حال « محمّد بن احمد حسينى علوى » او را بعنوان : شاعرى نو آور ، و دانشمندى محقق ، ستوده ، و گفته است : شعرش مشهور و نامش با عظمت است و در اولاد حسن هيچكس شبيه او نيست و تنها كسى كه نزديك به او است على بن محمّد افوه مىباشد ، صاحب نسمة السحر از حموى نقل كرده كه : شاعر ما در بين علويان از نظر شهرت ادبى و طبع شعر مانند عبد اللَّه بن معتز در عباسيان بود و مىگفت من خود شاعر ، پدرم و اجدادم شاعر بوده‌اند تا برسد به ابى طالب . شخصيت شاعر بزرگوار ما حمّانى در پايگاه عظيمى از مناعت طبع ، نيروى حماسه سرائى ، قوّت قلب ، دليرى در سخن صراحت لهجه و قدرت مقاومت در برابر بدخواهان قرار دارد ، اينها همه را از پدران طاهر و خاندان رفيعش به ارث برده است . مسعودى گويد : حسن بن اسماعيل به كوفه وارد شد ، او فرمانده لشكرى بود كه با يحيى بن عمر ( شهيد سال 250 ) برخورد كرده ، او را كشته بود ، به عنوان جلوس رسمى نشست ، و همه به ديدنش آمدند و كسى از بنى هاشم در كوفه نماند