پشت سر مىگذارد .
درود مرا به قبرى كه در نجف است و بهترين انسان عجم و عرب را در بر دارد برسان ، آنجا شعار خدائى تو فروتنى باشد .
و وصى و الا مقام و داماد بهترين پيغمبر را آواز ده و بگو :
اى ابا حسن ! گوش فرا ده ، آنها كه از فرمانت سرپيچيدند و به بدترين وجهى روى از سوى تو برگرداندند .
راستى آنها را چه شد كه از طريق نجاتى كه تو روشنگر آن بودى ، برگشتند و به مسير نابودى فتادند ؟
و ترا از امر خلافت كه دست غاصب مردى قريشى زمام ناقهء آن را گرفته بود ، باز داشتند .
آرى آن مرد ، چنان زمام اين ناقه را كشيد كه بينى آن را دريد . او همان كسى است كه تا ديروز از اين كار استقاله و استعفا داشت و راستى اگر دروغ نميگفت چرا امروز به جد خواستار آن است ؟
و تو ( اى على ) با بزرگوارى بر اين دردمندى صبر كردى . چه شكيبائى در هنگام خشم ، بهترين كار است .
بالاخره مرگ ، آن مرد را آواز داد و بانگ خود را به گوش او رساند . و مرگ دعوت كننده اى است كه چون كسى را فرا خواند ، پاسخ مساعد شنود . ( در اين هنگام ) وى خلافت را به دومى بخشيد و او را در رديف خود سوار كرد ، چه سوار و رديف رسوائى ! !
و اين دومى ، اولين كسى است كه پيغمبر وى را به بيعت تو سفارش فرمود اما او خيلى زود پيمان شكنى كرد .
سومى ، نيز جامهء خلافت را به تن كرد و مسائل جدى ، به بازى بدل شد جاهليت چهرهء زشت نخستين خود را ، دوباره نشان داد و گرگان به جان بيچارگان
الغدير ( فارسي ) — صفحة 163
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٦٣